聖經新譯本 (Simplified)

Persian

1 Kings

22

1南北两国联合攻打拉末(代下18:2-3)
1 مدّت سه سال بین سوریه و اسرائیل جنگ نبود.
2到了第三年,犹大王约沙法下去见以色列王。
2 امّا در سال سوم یهوشافاط، پادشاه یهودا نزد اخاب، پادشاه اسرائیل آمد.
3以色列王对他的臣仆说:“你们知道吗?基列的拉末原属于我们,我们怎可静坐不动,不把它从亚兰王的手中夺回来呢?”
3 پادشاه اسرائیل به افسران خود گفت: «آیا می‌دانید که راموت جلعاد از آن ماست و ما ساکت نشسته‌ایم و آن را از دست پادشاه سوریه پس نمی‌گیریم؟»
4亚哈问约沙法:“你肯与我一起到基列的拉末去作战吗?”约沙法回答以色列王:“你我不分彼此,我的人民就像是你的人民,我的战马就像是你的战马。”
4 پس به یهوشافاط گفت: «آیا برای جنگ همراه من به راموت جلعاد خواهی آمد؟» یهوشافاط پاسخ داد: «من، چون تو و مردم من، چون مردم تو و سواران من، چون سواران تو هستند.»
5以色列的假先知都预言战胜(代下18:4-11)约沙法又对以色列王说:“现在请你先求问耶和华。”
5 «امّا بهتر است ابتدا از خداوند راهنمایی بخواهیم.»
6于是以色列王把众先知聚集了来,约有四百人,问他们:“我可以去攻打基列的拉末吗?或是应当忍耐不去呢?”他们说:“你可以上去,主必把那城交在王的手里。”
6 پس پادشاه اسرائیل حدود چهارصد نفر نبی را گرد آورد و از ایشان پرسید: «آیا به راموت جلعاد حمله کنیم یا نه؟» ایشان پاسخ دادند: «حمله کنید، خداوند شما را پیروز خواهد کرد.»
7约沙法说:“这里不是还有耶和华的先知,我们可以求问他吗?”
7 امّا یهوشافاط پرسید: «آیا نبی دیگری نیست که به وسیلهٔ او نظر خداوند را بدانیم؟»
8以色列王对约沙法说:“还有一个人,我们可以托他求问耶和华。不过我憎恨他,因为他对我说的预言,都是凶话,不是吉话。这人就是音拉的儿子米该雅。”但约沙法说:“请王不要这么说。”
8 اخاب پاسخ داد: «یک نفر دیگر به نام میکایا، پسر یِمله. امّا من از او بیزار هستم، زیرا او هرگز در مورد من پیشگویی خوبی نکرده است و همیشه بد می‌گوید.» یهوشافاط پاسخ داد: «نباید چنین بگویی.»
9于是王召了一位太监来,说:“快去把音拉的儿子米该雅召来!”
9 پس پادشاه اسرائیل به یکی از مأموران دربار خود گفت: «برو و بی‌درنگ میکایا، پسر یمله را نزد من بیاور.»
10以色列王和犹大王约沙法穿着朝服,在撒玛利亚城门口的广场上,各人坐在自己的王位上;所有的先知都在他们面前说预言。
10 در این زمان، پادشاه اسرائیل و یهوشافاط پادشاه یهودا در خرمنگاه در خارج دروازهٔ شهر سامره بر تختهای خود نشسته و ردای شاهی برتن کرده بودند و تمام انبیا در حضور ایشان پیشگویی می‌کردند.
11基拿拿的儿子西底家做了些铁角,说:“耶和华这样说:‘你要用这些铁角抵触亚兰人,直到把他们完全消灭。’”
11 صِدَقَیا، پسر کَنَعنَه که شاخهای آهنینی برای خود ساخته بود گفت: «خداوند چنین می‌فرماید، با این شاخها سوری‌ها را عقب خواهید راند و نابود می‌کنید.»
12所有的先知也都这样预言说:“你可以上基列的拉末去,必得胜利!因为耶和华必把那城交在王的手里。”
12 ‌همهٔ انبیا نیز چنین پیشگویی می‌کردند و می‌گفتند: «به راموت جلعاد بروید و پیروز شوید. خداوند آن را به دست پادشاه خواهد داد.»
13只有米该雅预言战败(代下18:12-22)那去召米该雅的使者对米该雅说:“看哪,这里的众先知都异口同声地对王说吉话,请你与他们一样说吉话。”
13 آن مأمور نزد میکایا رفت و به او گفت: «همهٔ انبیا پیروزی پادشاه را پیشگویی کرده‌اند، بهتر است که تو هم چنین کنی.»
14米该雅说:“我指着永活的耶和华起誓,耶和华吩咐我什么,我就说什么。”
14 امّا میکایا پاسخ داد: «به خداوند زنده سوگند که هرچه خداوند بفرماید آن را خواهم گفت.»
15米该雅来到王那里的时候,王就问他:“米该雅啊,我们可以到基列的拉末去作战吗?或是要忍耐不去呢?”米该雅回答亚哈:“你可以上去,必得胜利,因为耶和华必把那城交在王的手里!”
15 هنگامی‌که ‌میکایا نزد اخاب پادشاه آمد، پادشاه از او پرسید: «میکایا، آیا برای جنگ به راموت جلعاد بروم یا نه؟» او جواب داد: «برو خداوند به تو کمک می‌کند که پیروز شوی.»
16王对他说:“我要嘱咐你多少次,你才奉耶和华的名对我只说真话呢?”
16 امّا اخاب پاسخ داد: «هنگامی‌که به نام خداوند با من سخن می‌گویی حقیقت را بگو. چند بار این را به تو بگویم؟»
17米该雅说:“我看见以色列人四散在山上,好像没有牧人的羊群一样;耶和华说:‘这些人没有主人,使他们平平安安各自回家吧!’”
17 میکایا پاسخ داد: «من قوم اسرائیل را دیدم که مانند گوسفندان بدون شبان در تپّه‌ها پراکنده شده‌اند و خداوند فرمود: این مردم رهبری ندارند. بگذارید هریک به سلامتی به خانهٔ خود بازگردند.»
18以色列王对约沙法说:“我不是告诉过你,这人对我说的预言,总不说吉话,只说凶话吗?”
18 پادشاه اسرائیل به یهوشافاط گفت: «آیا به تو نگفتم که او دربارهٔ من به نیکی پیشگویی نخواهد کرد بلکه به بدی.»
19米该雅说:“因此,你要听耶和华的话;我看见耶和华坐在他的宝座上,天上的万军都侍立在他的左右。
19 میکایا گفت: «پس سخنان خداوند را بشنو: من خداوند را دیدم که بر تخت خود نشسته بود و تمام فرشتگان در کنار او ایستاده بودند.
20耶和华说:‘谁去引诱亚哈,使他上基列的拉末阵亡呢?’有说这样的,有说那样的。
20 خداوند پرسید: 'چه کسی اخاب را فریب خواهد داد تا او به راموت جلعاد رود و کشته شود؟' بعضی از فرشتگان گفتند چنین و دیگری گفت چنان.
21后来有一个灵出来,站在耶和华面前,说:‘我去引诱他。’耶和华问他:‘你用什么方法呢?’
21 سرانجام روحی جلو آمد و در برابر خداوند ایستاد و گفت: 'من او را فریب خواهم داد.'
22他回答:‘我要出去,在亚哈所有先知的口中,作说谎的灵。’耶和华说:‘你可以去引诱他,你也必能成功,你去这样行吧!’
22 خداوند پرسید: 'چگونه؟' روح پاسخ داد: 'من بیرون می‌روم و روح دروغ در دهان همهٔ انبیای او خواهم گذاشت.' خداوند فرمود: 'برو و او را بفریب. تو موفّق خواهی شد.'»
23现在,耶和华已经把说谎的灵放在你这些先知的口中,耶和华已经命定灾祸临到你。”
23 پس میكایا ادامه داده گفت: «این است آن چیزی كه واقع شده، خداوند روح دروغ را در دهان انبیای تو گذاشته تا به تو دروغ بگویند ولی او تو را به بلا دچار خواهد ساخت.»
24米该雅受辱被囚(代下18:23-27)基拿拿的儿子西底家近前来,打米该雅的脸颊说:“耶和华的灵怎样离开了我,去与你说话呢?”
24 سپس صدقیا، پسر کنعنه به صورت میکایا سیلی زد و گفت: «روح خداوند چگونه مرا ترک کرد تا با تو سخن بگوید؟»
25米该雅说:“你进密室躲藏的那一天,就必看见了。”
25 میکایا پاسخ داد: «روزی که داخل پستو بروی و پنهان شوی خواهی دید.»
26以色列王说:“把米该雅带回去,交给市长亚们和王的儿子约阿施,
26 پادشاه اسرائیل گفت: «میکایا را بازداشت کنید و نزد فرماندار شهر و یوآش، پسر پادشاه ببرید.
27说:‘王这样吩咐:把这人囚在监里,少给他食物和水,直到我平平安安回来。’”
27 به ایشان بگویید او را در زندان بیندازند و فقط به او آب و نان بدهند تا من به سلامت بازگردم.»
28米该雅说:“如果你真的可以平平安安回来,那么耶和华就没有借着我说话了。”他又说:“众民啊,你们都要听。”
28 میکایا گفت: «همه بشنوید و سخنان مرا به یاد داشته باشید، اگر تو بسلامت بازگردی، خداوند توسط من سخن نگفته است.»
29亚哈阵亡(代下18:28-34)于是,以色列王和犹大王约沙法上基列的拉末去了。
29 پس اخاب و یهوشافاط، پادشاه یهودا به راموت جلعاد رفتند.
30以色列王对约沙法说:“我要改装上战场去了;你可以仍穿自己的朝服。”于是以色列王改装到战场去了。
30 اخاب به یهوشافاط گفت: «من به صورت ناشناس وارد نبرد می‌شوم ولی تو لباس شاهانه بپوش!» و پادشاه اسرائیل با لباس مبدل وارد نبرد شد.
31亚兰王曾经嘱咐他的三十二个战车长说:“无论大小将兵,你们都不要与他们争战,只要与以色列王争战。”
31 پادشاه سوریه به سی و دو افسر ارّابه‌های خود فرمان داد تا به هیچ‌کس به جز پادشاه اسرائیل حمله نکنند.
32战车长们看见约沙法的时候,就说:“这人必是以色列王。”他们就转过去与他争战,约沙法便喊叫起来。
32 هنگامی ‌افسران ارّابه‌ها، یهوشافاط را دیدند گمان کردند که پادشاه اسرائیل است و خواستند که به او حمله کنند، امّا یهوشافاط فریاد زد.
33战车长们一见他不是以色列王,就转回来,不追赶他了。
33 هنگامی‌که افسران ارّابه‌ها دانستند که او پادشاه اسرائیل نیست، از دنبال کردن او دست برداشتند.
34有一个人随便射了一箭,竟射中了以色列王铁甲与护胸甲之间的地方。王对驾车的说:“你把车转过来,载我离开战场吧!我受了重伤。”
34 سربازی سوری پیکانی اتّفاقی پرتاپ کرد و به درز زره اخاب پادشاه خورد. او به ارّابه‌ران خود گفت: «من زخمی‌ شده‌ام، بازگرد و مرا از میدان جنگ خارج کن.»
35那一天战争不断升级,有人扶着王站在车上抵挡亚兰人。到了黄昏,王就死了;血从伤口流到战车的底下去。
35 ‌در آن روز جنگ شدّت گرفت و پادشاه را که در ارّابه‌اش در برابر سوری‌ها برپا نگاهداشته بودند، در غروب مرد و خون زخمش در کف ارّابه جاری بود.
36约在日落的时候,有命令传遍军中说:“各归各城,各归各地吧。”
36 ‌نزدیکی غروب آفتاب، به سربازان دستور داده شد که به شهر و سرزمین خود بازگردند.
37王死了以后,人们把他送回撒玛利亚,埋葬在那里。
37 ‌پس پادشاه در گذشت و به سامره برده شد و ایشان پادشاه را در سامره به خاک سپردند.
38他们在撒玛利亚的池旁,妓女洗澡的地方清洗战车,有狗来舔亚哈的血,正如耶和华说过的话一样。
38 آنها ارابهٔ او را در برکهٔ سامره شستند و سگها خون او را لیسیدند و روسپیان خود را در آن شستند، همان‌گونه که کلام خداوند گفته بود.
39亚哈其余的事迹,他所作的一切,他建造的象牙宫和他重建的一切城镇,不是都记在以色列诸王的年代志上吗?
39 ‌همهٔ کارهای اخاب و آنچه کرد و کاخی که با عاج ساخت و همهٔ شهرهایی که ساخت در کتاب تاریخ پادشاهان اسرائیل نوشته شده است.
40亚哈与他的列祖同睡,他的儿子亚哈谢接续他作王。
40 پس اخاب در گذشت و به اجداد خود پیوست، پس از او پسرش اخزیا پادشاه شد.
41约沙法作犹大王(代下17:1-6,20:31-21:1)以色列王亚哈第四年,亚撒的儿子约沙法登基作犹大王。
41 یهوشافاط، پسر آسا در سال چهارم پادشاهی اخاب، پادشاه اسرائیل، پادشاه یهودا شد.
42约沙法登基的时候是三十五岁;他在耶路撒冷作王二十五年。他母亲名叫阿苏巴,是示利希的女儿。
42 یهوشافاط سی و پنج ساله بود که به سلطنت رسید و مدّت بیست و پنج سال در اورشلیم پادشاهی کرد. نام مادرش عَزُوبَه، دختر شلحی بود.
43约沙法遵行他父亲亚撒所行的一切,总不偏离,行耶和华看为正的事。只是邱坛还没有废去,人民仍在邱坛上献祭烧香(“只是邱坛......献祭烧香。”《马索拉抄本》为22:44)。
43 او در همهٔ راههای پدرش، آسا گام برداشت و به بیراهه نرفت و آنچه را که در نظر خداوند درست بود، انجام می‌داد. امّا پرستشگاههای بالای تپّه‌ها را نابود نکرد و مردم هنوز در آنها قربانی می‌کردند و بُخور می‌سوزاندند.
44约沙法王与以色列王和平相处。(本节在《马索拉抄本》为22:45)
44 یهوشافاط همچنین با پادشاه اسرائیل صلح کرد.
45约沙法其余的事迹,他作过的英勇的事和他怎样争战的事,不是都写在犹大列王的年代志上吗?
45 همهٔ کارهای دیگر یهوشافاط و دلاوری او و چگونگی جنگها همه در کتاب تاریخ پادشاهان اسرائیل نوشته شده‌ است.
46约沙法把父亲亚撒在世时遗留下来的庙妓都从国中除灭。
46 او سایر لواطیان و روسپیانی را که از زمان پدرش آسا باقی مانده بودند پاکسازی کرد.
47那时,以东没有王,由总督统治。
47 اَدوم پادشاهی نداشت و توسط فرمانداری که پادشاه یهودا معیّن می‌کرد اداره می‌شد.
48约沙法建造了他施船只,要到俄斐去运金子,可是不能开船,因为船只在以旬.迦别坏了。
48 یهوشافاط ناوگان تجاری ساخت تا برای آوردن طلا از اوفیر بروند، ولی هرگز نرفتند؛ زیرا کشتی‌ها در عصبون جابر شکسته شدند.
49那时亚哈的儿子亚哈谢对约沙法说:“让我的仆人与你的仆人一同坐船去吧!”但是约沙法不肯。
49 آنگاه اخزیا، پسر اخاب به یهوشافاط گفت: «بگذار خادمان من با خادمان تو در کشتی‌ها بروند.» امّا یهوشافاط نپذیرفت.
50约沙法与他的列祖同睡,与他的列祖一同埋葬在他先祖大卫的城里;他的儿子约兰接续他作王。
50 یهوشافاط درگذشت و در گورستان سلطنتی در شهر داوود به خاک سپرده شد و پسرش یهورام جانشین او شد.
51亚哈谢作以色列王犹大王约沙法第十七年,亚哈的儿子亚哈谢在撒玛利亚登基作以色列王。他作以色列王两年。
51 اخزیا، پسر اخاب در سال هفدهم سلطنت یهوشافاط، پادشاه یهودا، در سامره به تخت نشست و دو سال سلطنت کرد.
52他行耶和华看为恶的事,行他父亲的道和他母亲的道,又行尼八的儿子耶罗波安使以色列人陷在罪中的道。
52 او آنچه را در نظر خداوند پلید بود بجا آورد و در راه پدرش و در راه مادرش و در راه یربعام پسر نباط که اسرائیل را به گناه کشاند گام برداشت. او بت بعل را پرستش و خدمت کرد و مانند پدرش خشم خداوند خدای اسرائیل را برانگیخت.
53他事奉巴力,敬拜巴力,照着他父亲所行的一切惹耶和华以色列的 神发怒。
53 او بت بعل را پرستش و خدمت کرد و مانند پدرش خشم خداوند خدای اسرائیل را برانگیخت.