聖經新譯本 (Simplified)

Persian

2 Kings

19

1希西家向以赛亚求救(赛37:1-5)
1 وقتی حزقیا گزارش آنها را شنید، لباس خود را از اندوه پاره کرد، پلاس پوشید و به معبد بزرگ خداوند رفت.
2王又派王宫总管以利亚敬、书记舍伯那和祭司中的长老披上麻布,到亚摩斯的儿子以赛亚先知那里。
2 او الیاقیم، سرپرست امور دربار، شبنای منشی دربار و رؤسای کاهنان را که همگی پلاس پوشیده بودند، نزد اشعیای نبی پسر آموص فرستاد.
3他们对他说:“希西家这样说:‘今天是痛苦、责罚和侮辱的日子,好像婴儿的产期到了,却没有力量生产。
3 ایشان به او گفتند: «حزقیا چنین می‌گوید 'امروز روز مصیبت است و ما مجازات و سرافکنده شده‌ایم. ما چون زنی هستیم که هنگام زایمان قدرت زاییدن ندارد.
4或者耶和华你的 神听到拉伯沙基所说的话(他就是他的主亚述王派来辱骂永活的 神的人),就因着耶和华你的 神所听见的话责罚他。所以请为这里余剩的人献上祷告。’”
4 امپراتور آشور افسران ارشد خود را فرستاده تا به خدای زنده توهین کنند. باشد تا خدا، خداوند خدایت، این اهانتها را بشنود و آنانی که این سخنان را گفته‌اند، مجازات کند. پس برای بازماندگان ما به درگاه خداوند دعا کن.'»
5希西家王的臣仆就来到以赛亚那里。
5 هنگامی‌که بندگان حزقیای پادشاه نزد اشعیا آمدند، اشعیا به آنان چنین گفت: «به سرور خود بگویید: خداوند چنین می‌گوید: 'از سخنانِ کفرآمیزِ خادمانِ امپراتور آشور نترس.
6以赛亚安慰的话(赛37:6-7)以赛亚对他们说:“你们要这样告诉你们的主人:‘耶和华这样说:不要因你所听见亚述王的随从亵渎我的话而惊怕。
6 خداوند باعث می‌شود که امپراتور آشور شایعه‌ای بشنود و مجبور به بازگشت به کشور خودش شود و خداوند او را در وطن خودش خواهد کشت.'»
7看哪,我要使他的心惊颤(“使他的心惊颤”原文作“放一个灵在他里面”),他将听见消息,就退回自己的地方去;我要使他在自己的国土倒在刀下。’”
7 فرمانده نظامی آشور باخبر شد که امپراتور، شهر لاکیش را ترک کرده است و در شهر لبنه جنگ می‌کند، پس برای مشورت با وی به آنجا رفت.
8亚述王恐吓的话(赛37:8-13)拉伯沙基回去,发觉亚述王正在攻打立拿,因为他曾听说亚述王已拔营离开拉吉。
8 به آشوریان خبر رسید که ارتش مصر به رهبری تِرهاقه پادشاه حبشه در راه حمله به ایشان هستند. هنگامی‌که امپراتور آشور این خبر را شنید، نامه‌ای برای حزقیا پادشاه یهودا فرستاد.
9亚述王听见有关古实王特哈加的消息说:“看哪,他出来要和你交战。”于是亚述王再派使者去见希西家说:
9 «خدایی که تو به او اعتماد داری، به تو وعده داده است که امپراتور آشور نمی‌تواند اورشلیم را تصرّف کند، امّا تو باید باور نکنی و فریب نخوری.
10“你们要对犹大王希西家说:‘不要让你所信靠的 神欺骗你说:耶路撒冷不会交在亚述王的手中。
10 شاید شنیده باشی که امپراتوران آشور به هر مملکتی که حمله کرده‌اند، آن را بکلّی نابود ساخته‌اند. پس تو فکر می‌کنی که از دست ما نجات می‌یابی؟
11看哪,你听过亚述列王怎样对付列国,把它们完全毁灭,你会得着解救吗?
11 وقتی نیاکان من شهرهای جوزان، حاران، رَصَف و مردم بیت‌عدن را که در تَلَسار زندگی می‌کردند از بین بردند، آیا خدایانشان توانستند که آنها را نجات بدهند؟
12我祖先所消灭的民族,就是歌散人、哈兰人、利色人和在提.拉撒的伊甸人,他们的神可曾解救他们吗?
12 کجا هستند پادشاهان حمات، ارفاد، سفروایم، هینع و عِوا؟»
13哈马王、亚珥拔王、西法瓦音城的王、希拿王和以瓦王在哪里呢?’”
13 حزقیا نامه را از دست قاصد گرفت و خواند، سپس به معبد بزرگ رفت و نامه را در برابر خداوند گشود.
14希西家向 神祷告(赛37:14-20)希西家从使者手中接过信件,念完了,就上耶和华的殿。希西家把信件在耶和华面前展开。
14 حزقیا در برابر خداوند چنین دعا کرد: «ای خداوند خدای اسرائیل، که در بالای فرشتگان نگهبان بر تخت نشسته‌ای، تو خدا هستی. تنها تو خدای همهٔ پادشاهان زمینی، تو آسمان و زمین را آفریدی.
15希西家在耶和华面前祷告,说:“耶和华以色列的 神,坐在二基路伯中间的啊,只有你是地上万国的 神,天地是你创造的。
15 ای خداوند، به من گوش بده و بشنو. ای خداوند، چشمانت را بگشا و ببین. سخنان سنحاریب را بشنو که چگونه به تو، خدای زنده توهین می‌کند.
16耶和华啊!求你侧耳聆听;耶和华啊!求你睁眼垂顾;听那派使者来侮辱永活的 神的西拿基立的话。
16 به راستی ای خداوند، امپراتور آشور ملّتها و سرزمینهایشان را نابود کرده است
17耶和华啊!亚述列王真的曾毁坏列国和它们的领土,
17 و خدایان ایشان را در آتش انداخت، زیرا آنها خدا نبودند و ساختهٔ دست انسان از چوب و سنگ، در نتیجه نابود شدند.
18把它们的神丢进火里,但他们并不是神,不过是人手用木头、石头做成的,因此他们可以把他们除掉。
18 اکنون ای خداوند خدای ما، ما را از دست آشوری‌ها برهان تا همهٔ ملّتهای دنیا بدانند که فقط تو ای خداوند، خدا هستی.»
19现在,耶和华我们的 神啊,求你从他的手中把我们拯救出来,地上万国就可以知道只有你耶和华才是 神。”
19 سپس اشعیاء، پسر آموص این پیام را برای حزقیا فرستاد: «خداوند چنین می‌فرماید: دعایت را در مورد سنحاریب، امپراتور آشور شنیدم.
20以赛亚预言亚述必败(赛37:21-35)于是亚摩斯的儿子以赛亚派人去见希西家,说:“耶和华以色列的 神这样说:‘你向我祷告有关亚述王西拿基立的事,我已经听见了。’
20 این کلامی است که خداوند دربارهٔ او فرموده است: «دختر باکرهٔ صیهون از تو بیزار است. او به تو پوزخند می‌زند، دختر باکرهٔ اورشلیم در پشت سرت، سر خود را می‌جنباند.
21下面是耶和华所说关于他的话:‘锡安的居民(“居民”原文作“处女”)藐视你,嗤笑你;耶路撒冷的居民在你背后摇头。
21 «کیست که تو به او توهین کرده و وی را مسخره نموده‌ای؟ برای چه کسی صدایت را بلند کرده‌ای و با غرور چشمان خود را به بالا افراشته‌ای؟ علیه قدّوس اسرائیل.
22你辱骂了谁,亵渎了谁?你扬声攻击谁呢?你高举眼目是向谁傲慢呢?就是攻击以色列的圣者。
22 با قاصدانت خداوند را تمسخر کرده و گفته‌ای: 'با ارّابه‌های خود بر فراز کوهها صعود کرده‌ام، بر بلندترین نقطهٔ لبنان. من بلندترین درخت سرو را بریده‌‌ام. من به عمق دورترین و انبوه‌ترین جنگل انبوه رسیده‌‌ام.
23你借着你的使者侮辱了我的主,你说--我要用大批的战车,攀登众山的高峰,到达黎巴嫩山的顶端,砍伐高大的香柏树,佳美的松木;我要进入极远的峰峦,最茂密的森林。
23 چاهها کنده‌ام و از آبهای بیگانه نوشیده‌ام. من با کف پایم جویباران مصر را خشک کرده‌ام.'
24我掘井饮外地的水,我用脚掌踏干埃及所有的河道。
24 آیا هرگز نشنیده‌ای که من در گذشته‌های دور چنین مقدّر کردم؟ و اکنون آن را انجام دادم. من به تو قدرت دادم که شهرهای دیواردار را با خاک یکسان کنی.
25你没有听过吗?在远古我已决定,在古时我已筹划,现在我要实现,就是你使设防城变成乱堆。
25 مردمانی که در آنجا زیست می‌کردند، ناتوان بودند؛ ایشان هراسان و پریشان بودند. ایشان چون گیاهی که در بیابان یا علفی که روی بام می‌روید بودند، که بادهای گرم شرقی آنها را می‌سوزاند.
26他们的居民没有能力,惊惶、羞惭。他们好像田野的嫩草,青绿的蔬菜,和房顶上的草,还未长成就枯萎了。
26 «امّا من نشستن و برخاستن، آمدن و رفتن تو و خشم تو را علیه خود می‌دانم.
27你坐下,你出去,你进来,以及你对我所发的烈怒,我都知道。
27 زیرا تو از من خشمگین شده‌ای و گستاخی تو به گوش من رسیده است. من قلّاب خود را بر بینی تو و لگام بر دهانت خواهم گذاشت و تو را از راهی که آمده‌ای باز خواهم گرداند.»
28因为你向我发了烈怒,你狂傲的话进入我的耳中,我要把我的钩子钩在你的鼻子上,把嚼环套在你的嘴上,使你在你来的路上转回去。
28 آنگاه اشعیا به حزقیا پادشاه گفت: «این است نشانه‌ای از رویدادهای آینده؛ امسال غلّه خود را خواهید خورد و سال دوم آنچه از آن بروید و سال سوم بکارید و برداشت کنید و تاکستانها بکارید و میوهٔ آنها را بخورید.
29‘这要给你作一个征兆:这一年要吃自然生长的,第二年也要吃自己长出来的,第三年要撒种、收割,栽种葡萄园,吃它们的果子。
29 بازماندگان یهودا خواهند شکفت همچون گیاهانی که ریشه‌هایشان را به اعماق زمین می‌فرستند و محصول می‌آورند.
30犹大家逃脱的余民,必再往下扎根,往上结果;
30 بازماندگانی از اورشلیم و کوه صیهون خواهند بود؛ زیرا خداوند متعال چنین مقدّر فرموده است.»
31因为将有剩余的人从耶路撒冷出来,将有逃脱的人从锡安山而来,耶和华的热心必成全这事。
31 این است آنچه خداوند دربارهٔ امپراتور آشور می‌گوید: «او به این شهر وارد نخواهد شد یا پیکانی به سوی آن نخواهد انداخت. هیچ سربازی با سپر نزدیک شهر نخواهد آمد. پشته‌ای در برابر دیوارش نخواهد ساخت.»
32因此,耶和华论到亚述王这样说:他不会来到这城,不会在那里射箭,也不会拿着盾牌向城进攻,不会筑起土堆围攻它。
32 خداوند می‌فرماید: «او از راهی که آمده بازگشت خواهد کرد و وارد شهر نخواهد شد.
33他必循他来的路回去,他必不能来到这城,这是耶和华的宣告。
33 من از این شهر دفاع خواهم کرد و به‌خاطر خودم و خدمتگزارم داوود از آن محافظت می‌کنم.»
34为了我和我仆人大卫的缘故,我必保护这城,拯救这城。’”
34 در آن شب فرشتهٔ خداوند به اردوی آشوری‌ها رفت و یکصد و هشتاد و پنج هزار سرباز آنها را کشت. صبح روز بعد هنگامی‌که مردم بیدار شدند، همهٔ آنها مُرده بودند.
35 神惩罚亚述王(代下32:20-21;赛37:36-38)那天晚上,耶和华的使者出去,在亚述军营杀了十八万五千人。早上,他们起来的时候,看哪,到处都是死尸。
35 سپس سنحاریب، امپراتور آشور آنجا را ترک کرد و به سرزمینش بازگشت و در شهر نینوا ساکن شد. روزی درحالی‌که در پرستشگاه خدای خود، نِسروک مشغول عبادت بود، پسرانش ادرملک و شرآصر با شمشیر او را به قتل رساندند و بعد به سرزمین آرارات فرار کردند و پسرش آسرحدون جانشین او شد.
36于是亚述王西拿基立拔营离开,回去住在尼尼微。
36 روزی درحالی‌که در پرستشگاه خدای خود، نِسروک مشغول عبادت بود، پسرانش ادرملک و شرآصر با شمشیر او را به قتل رساندند و بعد به سرزمین آرارات فرار کردند و پسرش آسرحدون جانشین او شد.
37一日,他正在他的神亚斯洛的庙中叩拜的时候,亚得米勒和沙利巴用刀刺杀了他,然后逃到亚拉腊地。他的儿子以撒哈顿接续他作王。