1فتمسك سبع نساء برجل واحد في ذلك اليوم قائلات نأكل خبزنا ونلبس ثيابنا. ليدع فقط اسمك علينا. انزع عارنا
1زمانی می رسد که هفت زن دامن یک مرد را می گیرند و می گویند: «خودِ ما لباس و خوراک خود را تهیه می کنیم، تنها می خواهیم که تو شوهر ما باشی تا از شرم و طعنۀ بی شوهری رهائی یابیم.»
2في ذلك اليوم يكون غصن الرب بهاء ومجدا وثمر الارض فخرا وزينة للناجين من اسرائيل.
2در آن روز شاخۀ خداوند زیبا و پُر شکوه می شود و محصول زمین باعث افتخار جلال بازماندگان مردم اسرائیل می گردد.
3ويكون ان الذي يبقى في صهيون والذي يترك في اورشليم يسمى قدوسا. كل من كتب للحياة في اورشليم.
3کسانی که در سهیون باقی مانده و در اورشلیم نجات یافته اند، مقدس شمرده می شوند.
4اذا غسل السيد قذر بنات صهيون ونقى دم اورشليم من وسطها بروح القضاء وبروح الاحراق
4خداوند قوم اسرائیل را داوری کرده دختران سهیون را پاک می سازد و گناه اورشلیم و لکۀ خونی را که در آن ریخته شده است می شوید.
5يخلق الرب على كل مكان من جبل صهيون وعلى محفلها سحابة نهارا ودخانا ولمعان نار ملتهبة ليلا. لان على كل مجد غطاء.
5بعد خداوند، سهیون و ساکنین آنرا در ظرف روز با ابر و در دوران شب با دود و نور آتش فروزان می پوشاند و با سایۀ جلال خود آن ها را محافظت می کند.در گرمای روز سایبان آن ها و در باران و طوفان پناهگاه شان می باشد.
6وتكون مظلّة للفيء نهارا من الحرّ ولملجإ ولمخبإ من السيل ومن المطر
6در گرمای روز سایبان آن ها و در باران و طوفان پناهگاه شان می باشد.