1وعاد اليهو فقال
1لحظه ای حوصله کن و آنچه را در مورد خدا می گویم بشنو.
2اصبر عليّ قليلا فابدي لك انه بعد لاجل الله كلام.
2معلومات من وسیع است و به این وسیله می خواهم به تو ثابت کنم که خدا، خالق من، عادل است.
3أحمل معرفتي من بعيد وأنسب برا لصانعي.
3من که در برابر تو ایستاده ام، دروغ نمی گویم و همه سخنان من عین حقیقت است.
4حقا لا يكذب كلامي. صحيح المعرفة عندك
4خدا واقعاً قادر است و کسی را ذلیل و خوار نمی شمارد.
5هوذا الله عزيز ولكنه لا يرذل احدا. عزيز قدرة القلب.
5اشخاص شریر را زنده نمی گذارد و به داد مردم مظلوم می رسد.
6لا يحيي الشرير بل يجري قضاء البائسين.
6به مردمان نیک توجه دارد و آن ها را به تخت پادشاهی می نشاند و تا ابد سرفراز می سازد.
7لا يحوّل عينيه عن البار بل مع الملوك يجلسهم على الكرسي ابدا فيرتفعون.
7اما اگر به مصیبتی گرفتار و اسیر شوند،
8ان أوثقوا بالقيود ان أخذوا في حبالة الذل
8خدا خطا و گناه شان را که از روی غرور کرده اند، به رخ آن ها می کشد.
9فيظهر لهم افعالهم ومعاصيهم لانهم تجبّروا
9گوشهای شان را باز می کند تا هدایات او را بشنوند و از کارهای خطا دست بکشند.
10ويفتح آذانهم للانذار ويامر بان يرجعوا عن الاثم.
10هرگاه آن ها از امر او اطاعت کنند و بندگی او را نمایند، در آنصورت در تمام عمر خود سعادتمند و خوشحال خواهد بود.
11ان سمعوا واطاعوا قضوا ايامهم بالخير وسنيهم بالنّعم.
11اما اگر نافرمانی کنند با شمشیر کشته می شوند و در نادانی می میرند.
12وان لم يسمعوا فبحربة الموت يزولون ويموتون بعدم المعرفة.
12آنهائی که خدا را نمی شناسند، همیشه خشمگین هستند و حتی در وقت هلاکت هم از خدا کمک نمی طلبند.
13اما فجّار القلب فيذخرون غضبا. لا يستغيثون اذا هو قيّدهم.
13در جوانی می میرند و عمر شان با ننگ و رسوائی ختم می شود.
14تموت نفسهم في الصبا وحياتهم بين المابونين.
14اما خدا رنجدیدگان را از سختی و زحمت نجات می دهد و در حقیقت وقتی که رنج می بینند گوشهای شان را باز می کند.
15ينجّي البائس في ذلّه ويفتح آذانهم في الضيق
15خدا ترا از رنج و مصیبت رهانید و در جائی آورد که خوشبخت و آرام باشی و سُفرۀ ترا با نعمت های خود پُر کرد.
16وايضا يقودك من وجه الضيق الى رحب لا حصر فيه ويملأ مؤونة مائدتك دهنا.
16اما حالا تو بخاطر شرارتت سزاوار مجازات هستی.
17حجة الشرير اكملت فالحجة والقضاء يمسكانك.
17پس احتیاط کن که مبادا با رشوت و ثروت از راه راست منحرف شوی.
18عند غضبه لعله يقودك بصفقة. فكثرة الفدية لا تفكّك.
18ناله و فریاد تو سودی ندارد و با قدرت خود نمی توانی از مصیبت رهائی یابی.
19هل يعتبر غناك. لا التبر ولا جميع قوى الثروة.
19در آرزوی فرا رسیدن شب مباش، چرا که شب وقت هلاکت ملتها است.
20لا تشتاق الى الليل الذي يرفع شعوبا من مواضعهم.
20به راه گناه مرو، زیرا بخاطر گناه بود که تو به این مصیبت ها گرفتار شدی.
21احذر. لا تلتفت الى الاثم لانك اخترت هذا على الذل
21بدان که خدا، قادر متعال و معلمی است که همتا ندارد.
22هوذا الله يتعالى بقدرته. من مثله معلما.
22کسی به او گفته نمی تواند که چه کند و یا او را متهم به بی عدالتی نماید.
23من فرض عليه طريقه او من يقول له قد فعلت شرا.
23مردم همیشه کارهای خدا را تمجید کرده اند و تو هم باید او را بخاطر کارهایش ستایش کنی.
24اذكر ان تعظم عمله الذي يغني به الناس.
24دست قدرت او را می توان از دور مشاهده کرد.
25كل انسان يبصر به. الناس ينظرونه من بعيد.
25ما عظمت خدا را به کلی درک کرده نمی توانیم و آغاز موجودیت او به کسی معلوم نیست.
26هوذا الله عظيم ولا نعرفه وعدد سنيه لا يفحص.
26او آب را بصورت بخار به هوا می فرستد و از آن قطرات باران را می سازد.
27لانه يجذب قطار الماء. تسحّ مطرا من ضبابها.
27بعد ابر ها باران را به فراوانی برای انسان می ریزند.
28الذي تهطله السحب وتقطره على اناس كثيرين.
28کسی نمی داند که ابر ها چگونه پهن می شوند و غرش رعد چطور از آسمان که خلوتگاه خدا است، بر می خیزد.
29فهل يعلل احد عن شق الغيم او قصيف مظلته.
29می بینید که چگونه آسمان را با برق روشن می سازد، اما اعماق بحر همچنان تاریک می ماند.
30هوذا بسط نوره على نفسه ثم يتغطى باصول اليم.
30خدا رزق مردم را مهیا کرده به فراوانی به آن ها می دهد.
31لانه بهذه يدين الشعوب ويرزق القوت بكثرة.
31برق را با دستهای خود می گیرد و به هدف می زند.رعد فرارسیدن طوفان را اعلام می کند و حیوانات هم از آمدن آن آگاه می شوند.
32يغطي كفّيه بالنور ويامره على العدو.
32رعد فرارسیدن طوفان را اعلام می کند و حیوانات هم از آمدن آن آگاه می شوند.
33يخبر به رعده المواشي ايضا بصعوده