1انصتي اليّ ايتها الجزائر ولتجدد القبائل قوة. ليقتربوا ثم يتكلموا. لنتقدم معا الى المحاكمة.
1
خداوند میگوید:
«ای جزایر دوردست ساکت باشید و به من گوش دهید!
حاضر شوید و دعوی خود را در دادگاه ارائه کنید،
در دفاع از خود صحبت کنید.
بیایید با هم تصمیم بگیریم و ببینیم حق با کیست.
2من انهض من المشرق الذي يلاقيه النصر عند رجليه دفع امامه امما وعلى ملوك سلطه جعلهم كالتراب بسيفه وكالقش المنذري بقوسه.
2
«چه کسی آن فاتح را از شرق آورد
و در همهجا به او پیروزی میدهد؟
چه کسی او را بر پادشاهان و ملّتها پیروز میگرداند؟
زیر ضربات شمشیرش، همه مثل گرد و خاک خُرد میشوند.
تیرهایش همه را مثل کاه در برابر باد پراکنده میکند.
3طردهم مرّ سالما في طريق لم يسلكه برجليه.
3
او آنها را تعقیب میکند و با خیال راحت پیش میرود
و با چنان سرعتی حرکت میکند که گویی پاهایش زمین را لمس نمیکنند.
4من فعل وصنع داعيا الاجيال من البدء. انا الرب الاول ومع الآخرين انا هو
4
باعث این اتّفاقات کیست؟
چه کسی مسیر تاریخ را تعیین کرده است؟
من، خداوند، در ابتدا آنجا بودم،
و من، خداوند خدا، در پایان کار هم در آنجا خواهم بود.
5نظرت الجزائر فخافت. اطراف الارض ارتعدت. اقتربت وجاءت.
5
«مردمان سرزمینهای دوردست آنچه را که من کردهام، دیدهاند.
آنها ترسیدند و از ترس برخود میلرزند.
پس آنها همه با هم نزدیک میشوند.
6كل واحد يساعد صاحبه ويقول لاخيه تشدد.
6
صنعتکاران کمک میکنند و یکدیگر را تشویق مینمایند.
7فشدد النجار الصائغ. الصاقل بالمطرقة الضارب على السندان قائلا عن الإلحام هو جيد. فمكنه بمسامير حتى لا يتقلقل
7
نجّار، به زرگر آفرین میگوید،
و صیقل دهندهٔ بت،
آن کسی را که بت را میخ میکند، تشویق میکند.
آنها میگویند: 'لحیم آن خوب است!'
و آن وقت آنها بت را با میخ در جای خودش محکم میکنند تا تکان نخورد.
8واما انت يا اسرائيل عبدي يا يعقوب الذي اخترته نسل ابراهيم خليلي
8
«امّا تو ای اسرائیل، ای بندهٔ من،
تو قوم برگزیده من
و از نسل ابراهیم -دوست من- هستی.
9الذي امسكته من اطراف الارض ومن اقطارها دعوته وقلت لك انت عبدي اخترتك ولم ارفضك
9
من تو را از دورترین قسمتهای جهان آوردهام،
و از دورترین نقاط تو را خواندم،
و به تو گفتم: 'تو بندهٔ من هستی،
من تو را رد نکردم، تو را برگزیدم.'
10لا تخف لاني معك. لا تتلفت لاني الهك. قد أيدتك واعنتك وعضدتك بيمين بري.
10
نترس، من با تو هستم!
من خدای تو هستم! از هیچ چیز تراسان مباش،
من تو را تقویت میکنم و به تو کمک خواهم کرد.
من از تو حمایت میکنم و تو را نجات خواهم داد.
11انه سيخزى ويخجل جميع المغتاظين عليك. يكون كلا شيء مخاصموك ويبيدون.
11
«آنها که از تو خشمگین هستند،
شرم شکست را خواهند دانست.
و آنها که با تو بجنگند خواهند مرد،
12تفتش على منازعيك ولا تجدهم. يكون محاربوك كلا شيء وكالعدم.
12
و از روی زمین محو خواهند شد.
13لاني انا الرب الهك الممسك بيمينك القائل لك لا تخف انا اعينك
13
من خداوند، خدای تو هستم،
من تو را تقویت میکنم و به تو میگویم،
'نترس، من با تو هستم.'»
14لا تخف يا دودة يعقوب يا شرذمة اسرائيل انا اعينك يقول الرب وفاديك قدوس اسرائيل.
14
خداوند میگوید:
«ای اسرائیل، گرچه کوچک و ضعیفی،
امّا نترس، من به تو کمک خواهم کرد.
من، خدای قدّوس اسرائیل، همان کسی هستم که تو را نجات خواهد داد.
15هانذا قد جعلتك نورجا محددا جديدا ذا اسنان تدرس الجبال وتسحقها وتجعل الآكام كالعصافة.
15
من تو را مانند خرمنکوبی،
با تیغکهای نو و تیز خواهم ساخت.
تو کوهها را درهم میکوبی
و تپّهها را مثل خاک خُرد خواهی کرد.
16تذريها فالريح تحملها والعاصف تبددها وانت تبتهج بالرب. بقدوس اسرائيل تفتخر
16
تو آنها را به هوا پرت میکنی
و توفانی آنها را پراکنده خواهد ساخت.
آن وقت شادمان خواهی شد چون من خدای تو هستم.
و من -خدای قدّوس اسرائیل- را ستایش خواهی کرد.
17البائسون والمساكين طالبون ماء ولا يوجد. لسانهم من العطش قد يبس. انا الرب استجيب لهم انا اله اسرائيل لا اتركهم.
17
«وقتی قوم من احتیاج به آب دارند،
و گلوی آنها از تشنگی خشک شده،
آن وقت من خداوند به دعای آنها پاسخ میدهم،
من، خدای اسرائیل هیچوقت آنها را ترک نخواهم کرد.
18افتح على الهضاب انهارا وفي وسط البقاع ينابيع. اجعل القفر أجمة ماء والارض اليابسة مفاجر مياه.
18
من در تپّهای بیآب و علف نهرهای آب جاری خواهم ساخت،
و چشمههای آب در دشتها روان خواهد شد.
من بیابانهای خشک را به برکههای آب مبدّل خواهم ساخت،
و زمین خشک را به چشمههای روان.
19اجعل في البرية الارز والسنط والآس وشجرة الزيت. اضع في البادية السرو والسنديان والشربين معا.
19
من در بیابان درختان سرو،
اقاقیا، مورد سبز و زیتون خواهم رویانید.
در زمینهای بایر، جنگلها خواهد رویید،
جنگلهایی از درختان کاج و سرو و چنار.
20لكي ينظروا ويعرفوا ويتنبهوا ويتأملوا معا ان يد الرب فعلت هذا وقدوس اسرائيل ابدعه
20
مردم این را خواهند دید، و خواهند دانست
که من، خداوند، این کار را کردهام.
آنها بالاخره خواهند فهمید
که خدای قدّوس اسرائیل همهٔ این کارها را کرده است.»
21قدموا دعواكم يقول الرب. احضروا حججكم يقول ملك يعقوب.
21
خداوند، پادشاه اسرائیل، چنین میگوید:
«ای خدایان ملّتها، دعوی خود را ارائه،
و قانع کنندهترین دلیلهای خود را مطرح کنید!
22ليقدموها ويخبرونا بما سيعرض. ما هي الاوليات. اخبروا فنجعل عليها قلوبنا ونعرف آخرتها او اعلمونا المستقبلات.
22
بیایید و بگویید چه چیز در حال وقوع است،
تا معنی آن را وقتی واقع میشود، بدانیم.
اتّفاقات گذشته را برای دادگاه بیان کنید
و معنی آن را به ما بگویید.
23اخبروا بالآتيات فيما بعد فنعرف انكم آلهة وافعلوا خيرا او شرا فنلتفت وننظر معا.
23
حوادث آینده را به ما بگویید،
آنگاه خواهیم دانست که شما خدایان هستید!
باعث امر خیری شوید، یا بلایی نازل کنید،
ما را بترسانید و متحیّر کنید.
24ها انتم من لا شيء وعملكم من العدم. رجس هو الذي يختاركم
24
شما چیزی نیستید و کارتان هم پوچ است،
و آنها که شما را میپرستند، آدمهای ذلیلی هستند.
25قد انهضته من الشمال فأتى. من مشرق الشمس يدعو باسمي. يأتي على الولاة كما على الملاط وكخزاف يدوس الطين.
25
«کسی را از مشرق برگزیدهام،
تا از شمال حمله کند.
او حکمرانان را مثل گِل لگدمال،
و همچون کوزهگری آنها را مانند گِل پایمال میکند.
26من اخبر من البدء حتى نعرف ومن قبل حتى نقول هو صادق. لا مخبر ولا مسمع ولا سامع اقوالكم.
26
کدامیک از شما، این را پیش بینی کرده بود،
تا ما میتوانستیم بگوییم که حقّ با شما بود؟
هیچیک از شما حتّی یک کلمه دربارهٔ آن چیزی نگفت،
و هیچکس چیزی از شما نشنید.
27انا اولا قلت لصهيون ها ها هم ولاورشليم جعلت مبشرا.
27
من، خداوند، برای اولین بار این خبر را به صهیون دادم،
من قاصدی به اورشلیم فرستادم تا بگوید،
'قوم شما میآیند، آنها به وطن خودشان برمیگردند.'
28ونظرت فليس انسان ومن هؤلاء فليس مشير حتى اسألهم فيردون كلمة
28
وقتی به جمع خدایان نگاه کردم،
هیچکدام چیزی برای گفتن نداشتند،
و هیچیک نتوانستند به سؤالات من جواب بدهند.
این خدایان همه پوچ هستند،
هیچکاری نمیکنند.
این بُتها همه ضعیف و ناتوانند.»
29ها كلهم باطل واعمالهم عدم ومسبوكاتهم ريح وخلاء
29
این خدایان همه پوچ هستند،
هیچکاری نمیکنند.
این بُتها همه ضعیف و ناتوانند.»