1باد الصدّيق وليس احد يضع ذلك في قلبه ورجال الاحسان يضمون وليس من يفطن بانه من وجه الشر يضم الصدّيق.
1
انسانهای خوب میمیرند و کسی نمیفهمد و حتّی اعتنایی ندارد. امّا وقتی آنها میمیرند، دیگر هیچ بلایی به آنها آسیبی نمیرساند.
2يدخل السلام. يستريحون في مضاجعهم. السالك بالاستقامة
2
آنها که با نیکویی زندگی میکنند، در موقع مرگ آرامش و راحتی مییابند.
3اما انتم فتقدموا الى هنا يا بني الساحرة نسل الفاسق والزانية
3
ای گناهکاران برای داوری حاضر شوید! شما از جادوگران، زناکاران و فاحشهها بهتر نیستید.
4بمن تسخرون وعلى من تفغرون الفم وتدلعون اللسان. أما انتم اولاد المعصية نسل الكذب.
4
چه کسی را مسخره میکنید؟ ای دروغگویان، چه کسی را استهزا میکنید؟
5المتوقدون الى الاصنام تحت كل شجرة خضراء القاتلون الاولاد في الاودية تحت شقوق المعاقل.
5
ای شما که الهههای را باروری میپرستید و زیر درختان مقدّس خودتان مقاربت میکنید، و ای کسانیکه فرزندان خود را در غارهای سنگی در کنار بستر وادیها قربانی میکنید.
6في حجارة الوادي الملس نصيبك. تلك هي قرعتك. لتلك سكبت سكيبا واصعدت تقدمة. أعن هذه اتعزى.
6
شما سنگهای صاف شده را از بستر وادیها برمیدارید و آنها را به عنوان خدا میپرستید. شما به عنوان قربانی بر سر آنها شراب میریزید و از غلاّت خود به آنها میدهید. آیا فکر میکنید من از این چیزها خشنودم؟
7على جبل عال ومرتفع وضعت مضجعك والى هناك صعدت لتذبحي ذبيحة.
7
شما برای انجام قربانی بر فراز کوهها میروید و در آنجا همبستر میشوید.
8وراء الباب والقائمة وضعت تذكارك لانك لغيري كشفت وصعدت. اوسعت مضجعك وقطعت لنفسك عهدا معهم. احييت مضجعهم. نظرت فرصة.
8
شما بُتهای وقیح خود را در داخل خانهٔ خود میگذارید. شما مرا ترک کردید. شما لباس خود را در میآورید و با معشوقههایی که اجیر کردهاید، برای همخوابگی به بسترهای بزرگ خود میروید، و در آنجا شهوت خود را ارضاء میکنید.
9وسرت الى الملك بالدهن واكثرت اطيابك وارسلت رسلك الى بعد ونزلت حتى الى الهاوية.
9
شما با عطریّات و روغنهای معطر خود را میآرایید و برای پرستش بت مولِک میروید. قاصدانی به هرجا -حتّی به دنیای مردگان- میفرستید تا بُتهای تازهای برای پرستش پیدا کنید.
10بطول اسفارك اعييت ولم تقولي يئست. شهوتك وجدت لذلك لم تضعفي.
10
برای یافتن سایر خدایان خود را خسته میکنید. ولی دست بردار نیستید. شما فکر میکنید، بُتهای کریه شما به شما توانایی میبخشند و دیگر هیچوقت ضعیف نخواهید شد.
11وممن خشيت وخفت حتى خنت واياي لم تذكري ولا وضعت في قلبك. أما انا ساكت وذلك منذ القديم فاياي لم تخافي.
11
خداوند میگوید: «این خدایان کیستند که آنقدر از آنها میترسی، به حدّی که تو به من دروغ میگویی و کاملاً مرا فراموش کردهای؟ آیا بهخاطر اینکه مدّتی ساکت بودم دیگر برای من احترامی قایل نیستی؟
12انا اخبر ببرك وباعمالك فلا تفيدك
12
فکر میکنی آنچه انجام میدهی درست است، امّا من کارهای تو را آشکار خواهم کرد و بُتهای تو قادر نخواهند بود به تو کمک کنند.
13اذ تصرخين فلينقذك جموعك. ولكن الريح تحملهم كلهم. تأخذهم نفخة. اما المتوكل علي فيملك الارض ويرث جبل قدسي
13
وقتی برای کمک فریاد میزنی، بگذار همان بُتهای تو -که با نسیم بادی به اطراف پراکنده میشوند- تو را نجات دهند! امّا کسانیکه به من توکّل کنند، در این زمین زندگی خواهند کرد و مرا در معبد بزرگ خودم پرستش خواهند کرد.»
14ويقول اعدوا اعدوا هيئوا الطريق. ارفعوا المعثرة من طريق شعبي
14
خداوند میگوید: «بگذارید قوم من به حضور من بازگردند. تمام موانع را از جلوی راهشان بردارید! راه را بسازید، و آن را آماده کنید.
15لانه هكذا قال العلي المرتفع ساكن الابد القدوس اسمه. في الموضع المرتفع المقدس اسكن ومع المنسحق والمتواضع الروح لأحيي روح المتواضعين ولأحيي قلب المنسحقين.
15
«من خدای قدّوس و متعال هستم؛ خدایی که ابدی است. جایگاه من در مکانی مقدّس و متعال است، در عین حال در میان مردمی زندگی میکنم که فروتن و توبهکار میباشند تا اعتماد و امیدشان را به آنها بازگردانم.
16لاني لا اخاصم الى الابد ولا اغضب الى الدهر. لان الروح يغشى عليها امامي والنسمات التي صنعتها.
16
من به قوم خود حیات بخشیدم، و دیگر آنها را متّهم نخواهم کرد و برای همیشه نسبت به آنها خشمگین نخواهم بود، مبادا کاملاً مأیوس گردند.
17من اجل اثم مكسبه غضبت وضربته. استترت وغضبت فذهب عاصيا في طريق قلبه.
17
بهخاطر طمع و گناهانشان من نسبت به آنها خشمگین بودم، به این دلیل آنها را مجازات و ترک کردم، ولی آنها با خیرهسری به راههای خود ادامه دادند.
18رأيت طرقه وسأشفيه واقوده وارد تعزيات له ولنائحيه
18
«من شاهد کارهای آنها بودم، امّا آنها را شفا خواهم داد. من آنها را رهبری و کمک خواهم کرد، و به سوگواران تسلّی خواهم داد.
19خالقا ثمر الشفتين. سلام سلام للبعيد وللقريب قال الرب وساشفيه
19
من صلح و آرامش را به همه -به دور و نزدیک- خواهم داد! من قوم خودم را شفا خواهم داد.
20اما الاشرار فكالبحر المضطرب لانه لا يستطيع ان يهدأ وتقذف مياهه حمأة وطينا.
20
امّا شریران مثل دریای پرتلاطم که امواجش از خروشیدن باز نمیایستد و با خود فضولات و چیزهای کثیف را به ساحل میآوردند، ناآراماند.»
خداوند میگوید: «برای گناهکاران جای امنی وجود ندارد.»
21ليس سلام قال الهي للاشرار
21
خداوند میگوید: «برای گناهکاران جای امنی وجود ندارد.»