1اما چه کسی این حقیقت را باور می کند؟ به چه کسی خداوند این حقیقت را آشکار ساخته است.
1
مردم در جواب میگویند:
«چه کسی میتوانست آنچه را که ما اکنون شنیدیم، باور کند؟
چه کسی میتوانست در تمام این چیزها قدرت خداوند را ببیند؟
2خداوند مقدر کرده بود که بنده اش مانند نهالی در زمین خشک بروید و ریشه بدواند. او از جمال و زیبائی بهره ای نداشت که توجه ما را بخود جلب کند و مشتاق او باشیم.
2
ارادهٔ خداوند بر آن بود که بندهٔ او
مثل نهالی در زمین خشک رشد کند.
او نه زیبایی و نه اُبهتی داشت که مردم به او توجّه کنند،
و نه جذابیّتی که توجّه دیگران را جلب کند.
3پیش مردم خوار بود و او را رد کردند، اما او همۀ رنج و درد را متحمل شد. هیچ کسی نمی خواست به روی او نگاه کند. همه او را حقیر می شمردند و ارزشی برایش قایل نبودند.
3
ما او را خوار شمردیم و طرد کردیم،
و او متحمّل رنج و درد شد.
کسی نمیخواست حتّی به او نگاه کند،
ما او را نادیده گرفتیم، مثل اینکه اصلاً وجود نداشت.
4او غمهای ما را به جان خود گرفت و دردهای ما را بر دوش خود حمل کرد. ولی ما فکر می کردیم درد و رنج او جزائی است که از جانب خدا بر او نازل شده است.
4
«او متحمّل مجازاتی شد که حقِّ ما بود،
و او دردهایی را تحمّل کرد که میبایست ما تحّمل میکردیم.
و ما پنداشتیم که درد و رنج و زحمتهای او مجازاتی از جانب خدا بود.
5او در حقیقت بخاطر گناه و خطای ما زده و زخمی شد. او جزا دید تا ما سلامتی داشته باشیم و از زخمهائی او ما شفا یافتیم.
5
امّا بهخاطر گناهان ما، او مجروح شد
و بهخاطر شرارتهای ما، او مضروب گردید.
و بهخاطر دردی که او متحمّل شد، شفا یافتیم
و بهخاطر ضربههایی که او تحمّل کرد، سالم شدیم.
6ما همه مثل گوسفندانِ سرگردان، گمراه شده و به راه خود روان بودیم، اما خداوند گناه همۀ ما را بگردن او نهاد.
6
همهٔ ما مثل گوسفندان گمشده بودیم
و هریک از ما به راه خود میرفت.
خداوند گناه ما را به حساب او آورد،
و او به جای ما متحمّل آن مجازات شد.
7بر او ظلم شد، اما با فروتنی تحمل کرد و از زبانش حرف شکایت شنیده نشد. مثل بره ای او را به کشتارگاه بردند. او مانند گوسفندی که پیش پشم چین خاموش می ایستد، دهان خود را باز نکرد.
7
«با او، با خشونت رفتار شد،
امّا او با فروتنی آن را تحمّل کرد.
مانند برّهای که به کشتارگاه میبرند،
و مانند گوسفندی که در حال پشمچینی ساکت است،
او دهان خود را نگشود.
8او دستگیر، زندانی و محکوم به مرگ شد. او را بخاطر گناهان مردم کشتند و وقتیکه کشته شد، هیچ کسی اعتنائی نکرد.
8
او را ظالمانه گرفتند، محکوم کردند و به پای مرگ بردند،
و هیچکس اعتنایی به سرنوشت او نداشت.
او بهخاطر گناهان قوم ما کشته شد.
9او را با گناهکاران به خاک سپردند و با ثروتمندان دفن شد، هر چند او به کسی ظلم نکرده و هیچ حرف دروغ از زبانش شنیده نشده بود.
9
او را در مقبرهٔ شریران
و در کنار دولتمندان دفن کردند،
هرچند که او هیچوقت مرتکب جرمی نشده بود
و هیچ ناراستی در دهانش نبود.»
10اما خواستِ خداوند بود که او درد و رنج بکشد و قربانی گردد تا گناهان دیگران بخشیده شود. به این ترتیب، صاحب فرزندان زیاد شده عمر طولانی می یابد و بوسیلۀ او مرام خداوند حاصل می گردد.
10
خداوند میگوید:
«این ارادهٔ من بود که او متحمّل چنین رنجی بشود.
او برای آوردن بخشش و آمرزش قربانی شد
به این دلیل زندگی او طولانی خواهد بود
و او نوادهٔ خود را خواهد دید.
و به وسیلهٔ او ارادهٔ من، که منتهی به مسرّت است، اجرا خواهد شد.
11وقتی ببیند رنج و عذابی که کشیده است چه ثمری بارآورده است، خوشنود و راضی می شود. بندۀ عادل من گناهان بسیاری را به گردن می گیرد و من بخاطر او آن ها را می بخشم.بنابران، من او را به مقام افتخار نایل می کنم و با اشخاص بزرگ همنشینش می سازم، زیرا او جان خود را فدا کرد، در جملۀ گناهکاران بشمار رفت، گناه مردم را به گردن گرفت و شفاعت خواه خطاکاران شد.
11
بعد از تحمّل یک زندگی پررنج، او ثمرهٔ مشقت خود را خواهد دید؛
او خواهد دانست که درد و رنج او بیهوده نبوده است.
بندهٔ صادق من که از او خشنودم،
دردهای مردم زیادی را تحمّل خواهد کرد.
و من بهخاطر او، آنها را میبخشم.
بنابراین من مقامی عالی،
و جایگاهی میان بزرگان و صاحبان قدرت، به او خواهم داد.
او جان خود را با رضایت از دست داد
و به سرنوشت شریران مبتلا شد.
او جای گناهکاران را گرفت
واز خدا خواست تا آنها آمرزیده شوند.»
12بنابران، من او را به مقام افتخار نایل می کنم و با اشخاص بزرگ همنشینش می سازم، زیرا او جان خود را فدا کرد، در جملۀ گناهکاران بشمار رفت، گناه مردم را به گردن گرفت و شفاعت خواه خطاکاران شد.
12
بنابراین من مقامی عالی،
و جایگاهی میان بزرگان و صاحبان قدرت، به او خواهم داد.
او جان خود را با رضایت از دست داد
و به سرنوشت شریران مبتلا شد.
او جای گناهکاران را گرفت
واز خدا خواست تا آنها آمرزیده شوند.»