1این کیست که از شهر بزرۀ ادوم با لباس سرخ و مجلل می آید و با قدرت و شکوه می خرامد؟
این خداوند قادر و توانا است و می آید تا عدالت خود و نجات مردم را اعلام کند.
1
این کیست که از جانب شهر بُصره در ایدوم میآید؟ این کیست که با چنین لباس قرمز، با شکوه و جلال و با قدرت و عظمت پیش میرود؟
این خداست -خدای قادر و نجاتدهنده- که میآید تا پیروزی خود را اعلام کند.
2چرا لباس او سرخ است؟ آیا انگور را برای شراب ساختن زیر پای خود فشرده است؟
2
چرا جامهات مثل لباس کارگری که انگور را برای شراب میفشارد قرمز است؟
3خداوند جواب می دهد: «بلی، من به تنهائی و بدون کمکِ کسی، مخالفین را با خشم و غضب همچون انگور زیر پاهایم پایمال کردم و خون آن ها لباس مرا سرخ و رنگین ساخت.
3
خداوند در پاسخ میگوید: «من ملّتها را مثل انگور زیر پا لِه کردم، و هیچکس به کمک من نیامد. در خشم خود آنها را لگدمال کردم، و لباسم از خون آنها سرخفام شده است.
4روز آن رسیده است که از دشمنان انتقام بگیرم و قوم برگزیدۀ خود را نجات بدهم.
4
به این نتیجه رسیدم که زمان نجات قوم من و زمان مجازات دشمنان آنها فرا رسیده است.
5به هر طرف نگاه کردم تا کسی را بیابم که به من کمک کند، ولی با کمال تعجب دیدم که مددگاری وجود ندارد، بنابران، بیاری قدرت و غضب خود پیروز شدم.
5
وقتی نگاه کردم و دیدم کسی به یاری من نیامده متعجّب شدم. امّا خشم من مرا قوی ساخت و پیروزی از آن من شد.
6من با خشم و غضب خود اقوام جهان را پایمال و خُرد کردم و خون شان را به زمین ریختم.»
6
در خشم خود تمام ملّتها را پایمال و خُرد کردم و خون آنها را بر زمین ریختم.»
7از احسان و لطف خداوند سخن می رانم. کارهای خداوند قابل ستایش است. او خوبی های زیادی در حق ما کرده است. قوم اسرائیل را مورد لطف و مرحمت خود قرار داد و آن ها را از محبت پایدار خود برخوردار کرد.
7
از محبّت بیپایان خداوند سخن میگویم؛
و او را بهخاطر آنچه برای ما انجام داده، سپاس خواهم گفت.
او قوم اسرائیل را بهخاطر رحمت و محبّت پایدار خود به فراوانی برکت داده است.
8خداوند فرمود: «آن ها قوم من هستند و به من خیانت نمی کنند.» پس او نجات بخشای آن ها شد
8
خداوند گفت: «آنها قوم من هستند، آنها مرا فریب نخواهند داد.» و به همین دلیل آنها را از تمام
9و آن ها را از تمام سختی ها رهائی بخشید. رسول یا فرشته ای این کار را نکرد، بلکه خود خداوند از روی محبت و شفقت آن ها را نجات داد و سالهای سال از آن ها مراقبت کرد.
9
درد و رنجشان نجات داد. فرشتهای حضور نداشت، آن خود خداوند بود که آنها را نجات داد. محبّت و رحمتش به آنها خلاصی بخشید، همانطور که در گذشته همیشه نگهدار آنها بوده است.
10چون آن ها تمرد کردند و روح پاک او را افسرده ساختند، بنابران، او هم دشمن آن ها شد و علیه شان جنگید.
10
امّا آنها برضد او شوریدند و روح مقدّس او را افسرده کردند. به این جهت خداوند با آنها مخالفت کرد و برضد آنها جنگید.
11آنگاه آن ها روزگار گذشته را بیاد آوردند که چطور بنده او، موسی آن ها را از مصر بیرون آورد. گفتند: کجاست آن کسی که قوم اسرائیل را از بین بحر عبور داد؟ کجاست آن خدائی که روح پاک خود را در بین آن ها فرستاد؟
11
آنگاه آنها گذشته -یعنی ایّام موسی بندهٔ خداوند- را بهخاطر آوردند و پرسیدند: «کجاست خداوند، آن خداوندی که رهبران قوم خودش را در دریا نجات داد؟ کجاست آن خداوندی که روح مقدّس خود را به ایشان داد؟
12و بوسیلۀ موسی کارهای بزرگی انجام داد. با قدرت عظیم خود آب بحر را دو شق کرد و نام او شهرت ابدی یافت.
12
کجاست آن خداوند قادری که به وسیلهٔ موسی چنان کارهای بزرگی انجام میداد، دریا را میشکافت و قوم خود را در عمق دریا رهبری میکرد تا نامش جلال ابدی یابد؟»
تحت رهبری خداوند آنها مثل اسبهای وحشی تیزپا بودند و هیچوقت نلغزیدند.
13خداوند قوم اسرائیل را از اعماقِ بحر هدایت کرد و آن ها بدون آنکه بلغزند مثل اسپهای تیزرَو می دویدند.
13
روح خداوند به آنها مثل گلّهای در دشتهای سرسبز آرامش عطا فرمود. او قوم خود را رهبری کرد و موجب سرافرازی اسم خود شد.
14مانند گله ای که در وادی به آسودگی درحال چریدن باشد، روح خداوند به آن ها آرامش می بخشد. به این ترتیب، قوم برگزیدۀ خود را هدایت نمود تا نام او جلال یابد.
14
ای خداوند از آسمان -از آن مکان مقدّس و پرجلال خود- برما نظر افکن. کجاست آن توجّه و غیرت تو؟ کجاست قدرت تو؟ کجاست آن محبّت و رحمت تو؟ آیا ما را فراموش کردهای؟
15از آسمان به پائین نگاه کن و از مسکن مقدس و با شکوهت بر من نظر بیفگن. کجاست غیرت و قدرتت؟ کجاست آن دلسوزی و شفقتی که به ما داشتی؟ چرا آنرا از ما دریغ می کنی؟
15
تو پدر ما هستی. اجداد ما، ابراهیم و یعقوب دیگر ما را نمیشناسند، امّا تو ای خداوند پدر ما هستی، کسیکه همیشه ما را نجات داده است.
16تو پدر ما هستی. حتی اگر ابراهیم ما را نشناسد و یعقوب از ما انکار کند، تو ای خداوند، پدر ما و نجات دهندۀ ما هستی و نام تو ازلی است.
16
چرا اجازه میدهی از راه تو منحرف شویم؟ چرا اجازه میدهی، آنقدر خود رأی شویم که از تو روی برگردانیم؟ ای خداوند بهخاطر کسانیکه به تو خدمت میکنند، و بهخاطر قومی که همیشه به تو تعلّق داشتهاند، بازگرد.
17ای خداوند، چرا می گذاری که ما از راه راست منحرف شویم؟ چرا دلهای ما را سخت ساخته ای که از تو نمی ترسیم؟ بخاطر بندگانت و بخاطر آنهایی که قومت هستند، به سوی ما بازگرد.
17
ما -قوم مقدّس تو- برای زمانی کوتاه به وسیلهٔ دشمنان تو رانده شده بودیم. آنها معبد مقدّس تو را پایمال کردند.
تو با ما چنان رفتار میکنی که گویی تو هیچوقت حاکم نبودی و ما هیچوقت قوم تو نبودیم.
18قوم مقدس تو برای زمان کوتاهی جایگاه مقدس ترا در تصرف خود داشتند، اما بعد دشمنان آمدند و آنرا پایمال کردند.تو با ما طوری رفتار می کنی که گوئی هیچگاهی حکمفرمای ما نبوده ای و ما بنام تو یاد نمی شویم.
18
تو با ما چنان رفتار میکنی که گویی تو هیچوقت حاکم نبودی و ما هیچوقت قوم تو نبودیم.
19تو با ما طوری رفتار می کنی که گوئی هیچگاهی حکمفرمای ما نبوده ای و ما بنام تو یاد نمی شویم.