1
خداوندا، تا به کی مرا فراموش میکنی؟ آیا برای همیشه؟
تا به کی رویت را از من برمیگردانی؟
1ای خداوند، تا به کی مرا همیشه فراموش می کنی؟ تا به کی رویت را از من می پوشانی؟
2
تا به کی باید بار مشکلات را بکشم
و شب و روز دلم پُر از غم باشد؟
تا به کی دشمن من، بر من برتری داشته باشد؟
2تا به کی افکارم مرا آزار دهند و دل من هر روزه از غم پُر باشد؟ تا به کی دشمنم بر من سربلندی کند؟
3
ای خداوند، خدای من! بر من توجّه کن و به دعایم پاسخ بده!
به من نیرو ببخش و از مرگ نجاتم ده.
3ای خداوند، خدای من! بر من رحم کن و دعایم را قبول فرما! چشمانم را روشن کن تا خواب مرگ مرا فرا نگیرد.
4
مبادا دشمنانم بگویند: «ما بر او پیروز شدیم.»
نگذار که دشمنانم از شکست من شاد شوند.
4مبادا دشمنم بگوید: «بر او پیروز شدم.» و مخالفانم از پریشانی ام شاد شوند.
5
امّا من به رحمت تو توکّل دارم و دل من شاد است،
زیرا تو مرا نجات خواهی داد.
در وصف تو ای خداوند سرود خواهم خواند،
چون تو بر من احسان کردهای.
5اما من به رحمت تو توکل می دارم، دل من در نجات تو خوشی می کند.برای خداوند سرود می خوانم، زیرا که به من احسان نموده است.
6
در وصف تو ای خداوند سرود خواهم خواند،
چون تو بر من احسان کردهای.
6برای خداوند سرود می خوانم، زیرا که به من احسان نموده است.