1
روزی میآید که مردم میسرایند و میگویند:
«خداوندا تو را ستایش میکنم. تو از من خشمگین بودی!
امّا دیگر خشمگین نیستی و مرا تسلّی میدهی.
1En tiu tago vi diros:Mi dankas Vin, ho Eternulo; cxar kvankam Vi koleris min, Via kolero jam forigxis, kaj Vi konsolas min.
2
خداوند، نجاتدهندهٔ من است.
من به او توکّل میکنم و دیگر ترسان نیستم.
خداوند به من قدّرت و توانایی میبخشد،
او نجاتدهندهٔ من است.
2Jen Dio estas mia savo:mi fidas, kaj mi ne timas; cxar Dio, la Eternulo, estas mia forto kaj mia kanto, kaj Li farigxis mia savo.
3
همانقدر که آب گوارا به جانهای تشنه صفا میبخشد،
همان اندازه قوم خدا از نجاتی که او به آنها میدهد، خشنودند.»
3Kaj vi cxerpos kun gxojo akvon el la fontoj de la savo.
4
روزی میآید که مردم میسرایند و میگویند:
«خداوند را سپاس گویید، از او مدد بخواهید!
به همهٔ ملّتها بگویید او چه کرده است!
به آنها بگویید او چقدر بزرگ است!
4Kaj vi diros en tiu tago:Danku la Eternulon, voku Lian nomon, sciigu Liajn farojn inter la popoloj, memorigu, ke Lia nomo estas alta.
5
برای کارهای بزرگ خداوند سرودی تازه بسرایید،
به تمام مردم دنیا این خبر را برسانید،
همهٔ کسانیکه در صهیون هستند، با فریاد بسرایند!
خدای قدّوس اسرائیل عظیم است،
و در میان قوم خود زندگی میکند.»
5Kantu al la Eternulo, cxar majestajxon Li faris; tio estu sciata sur la tuta tero.
6
همهٔ کسانیکه در صهیون هستند، با فریاد بسرایند!
خدای قدّوس اسرائیل عظیم است،
و در میان قوم خود زندگی میکند.»
6GXojkriu kaj kantu, logxantino de Cion; cxar granda estas inter vi la Sanktulo de Izrael.