1Gdy Izrael był dziecięciem, miłowałem go, a z Egiptu wezwałem syna mego.
1
قوم اسرائیل مانند تاک پُر از انگور است. هرقدر ثمرشان زیاد میشود، به همان اندازه قربانگاههای بیشتری میسازند و هرقدر که محصولات زمینشان فروان گردد، ستونهای مقدّس سنگی زیباتری برای پرستش میسازند.
2Wzywali ich prorocy, ale oni tem więcej uchodzili od oblicza ich, Baalom ofiary czynili, a bałwanom rytym kadzili.
2
دلهای آنها پر از فریب است و اینک باید سزای گناه خود را ببینند. خداوند قربانگاههای ایشان را ویران میکند و بُتهای آنها را از بین میبرد.
3Chociażem Ja Efraima na nogi stawiał, przecie on ich brał na ramiona swoje; a nie chcieli znać, żem Ja ich leczył.
3
آنها بزودی خواهند گفت: «ما پادشاه نداریم، زیرا از خداوند نترسیدیم، امّا پادشاه چه کاری میتوانست برای ما بکند؟»
4Powrozami ludzkiemi pociągałem ich, powrozami miłości, a byłem im jako którzy odejmują jarzmo z czeluści ich, i dawałem im pokarm.
4
آنها حرفهای بیجا میزنند، قسم دروغ میخورند و عهد و پیمانشان همه دروغ است، بنابراین عدالت چون گیاهی زهرآگین در زمین شخم زده، خواهد رُست.
5Nie wrócić się do ziemi Egipskiej: ale Assur będzie królem jego, przeto że się nie chcieli nawrócić do mnie.
5
اهالی سامره میترسند که مبادا به گاو طلایی بیت آون آسیبی برسد. مردم و کاهنان بتپرست آن بهخاطر جلال از دست رفتهٔ بت خود شیون میکنند و ماتم میگیرند.
6Nadto miecz będzie trwać w miastach jego, i skazi zawory jego, a pożre ich dla rady ich.
6
بت ایشان به آشور برده میشود تا آن را به امپراتور بزرگ آنجا هدیه بدهند. افرایم شرمنده میشود و اسرائیل بهخاطر درخواست کمک از بت، خجل و رسوا میگردد.
7Bo lud mój udał się na to, aby się odwracał odemnie; a chociaż go wołają do Najwyższego, przecież go nikt nie wywyższa.
7
پادشاه سامره مثل کفِ روی آب نابود میشود.
8Jakożbym cię podał, o Efraimie? jakożbym cię podał, o Izraelu? jakożbym cię podał jako Adamę i położył jako Seboim? Ale się obróciło we mnie serce moje, nawet i wnętrzności litości poruszyły się.
8
پرستشگاههای آون، جاییکه مردم اسرائیل بتپرستی میکنند از بین میروند و در قربانگاههای آنها خار و خس میروید. مردم به کوهها و تپّهها میگویند: «ما را پنهان کنید و ما را بپوشانید.»
9Nie wykonam gniewu zapalczywości mojej, nie udam się na skażenie Efraima; bom Ja Bóg, a nie człowiek, w pośrodku ciebie święty, i nie przyjdę przeciwko miastu.
9
خداوند میفرماید: «ای قوم اسرائیل، شما از زمان اقامت در جبعه تا به حال گناه کردهاید و به گناه خود ادامه دادهاید. آیا کسانیکه در جبعه دست به گناه زدند، در جنگ از بین نرفتند؟
10Pójdą za Panem, który jako lew będzie ryczał; on zaiste tak ryczeć będzie, że ze strachem przybieżą synowie od morza.
10
پس من علیه این قوم گناهکار برمیخیزم و آنها را تنبیه میکنم. اقوام دیگر را به جنگ آنها میفرستم تا آنها بهخاطر تمام گناهانی که مرتکب شدهاند، مجازات شوند.
11Ze strachem przybieżą jako ptaki z Egiptu, i jako gołębica z ziemi Assyryjskiej, i posadzę ich w domach ich, mówi Pan.
11
«اسرائیل مانند گوسالهٔ تربیت شده، به کوبیدن خرمن علاقه داشت و یوغ سنگینی برگردن ظریف او گذاشته نشده بود، امّا حالا تصمیم گرفتهام که او را برای کارهای سختتر آماده سازم. یهودا باید شیار کند و اسرائیل زمین را بیل بزند.
12
پس تخم عدالت بکارید تا محصول محبّت پایدار درو کنید. زمین سخت دلهای خود را نرم سازید، زیرا اکنون وقت آن است که طالب خداوند باشید تا او نیز باران رحمت و عدالت خود را بر شما بباراند.
13
امّا شما تخم بدی و شرارت را کاشتید و محصول ظلم و بیانصافی را درو کردید و ثمرهٔ دروغهایتان را خوردید.
«زیرا شما به قوّت و تعداد جنگجویان خود تکیه کردید،
14
جنگ مردم شما را دربر میگیرد و همهٔ دژهای شما ویران خواهند شد. همانگونه که شلمان شهر بیت اربیل را در جنگ ویران کرد و مادران و فرزندانشان را کشت.
ای مردم بیتئیل، بهخاطر کثرت گناهانتان شما هم به همین سرنوشت گرفتار میشوید و در همان ابتدای جنگ، پادشاه اسرائیل کشته خواهد شد.»
15
ای مردم بیتئیل، بهخاطر کثرت گناهانتان شما هم به همین سرنوشت گرفتار میشوید و در همان ابتدای جنگ، پادشاه اسرائیل کشته خواهد شد.»