الكتاب المقدس (Van Dyke)

Persian

Psalms

119

1ا ـ طوبى للكاملين طريقا السالكين في شريعة الرب‎.
1 خوشا به حال کسانی‌که زندگی پاک و بی‌عیبی دارند و پیرو تعالیم الهی هستند.
2‎طوبى لحافظي شهاداته. من كل قلوبهم يطلبونه‎.
2 خوشا به حال آنهایی که دستورات او را بجا می‌آورند و از صمیم دل مطیع او هستند.
3‎ايضا لا يرتكبون اثما. في طرقه يسلكون‎.
3 هرگز خطا نمی‌کنند، بلکه در راه خداوند، قدم برمی‌دارند.
4‎انت اوصيت بوصاياك ان تحفظ تماما
4 تو احکام خود را به ما دادی تا با دقّت کامل از آنها پیروی کنیم.
5ليت طرقي تثبت في حفظ فرائضك‎.
5 می‌‌‌‌خواهم که از دل و جان اوامر تو را بجا آورم.
6‎حينئذ لا اخزى اذا نظرت الى كل وصاياك‎.
6 اگر در انجام احکام تو، کوشش به خرج دهم شرمنده نخواهم شد.
7‎احمدك باستقامة قلب عند تعلمي احكام عدلك‎.
7 وقتی راه راست را در زندگی بیاموزم، با دل پاک، تو را ستایش خواهم نمود.
8‎وصاياك احفظ. لا تتركني الى الغاية
8 من احکام تو را اطاعت خواهم کرد، هرگز مرا ترک مکن.
9ب ـ بم يزكي الشاب طريقه. بحفظه اياه حسب كلامك‎.
9 مرد جوان چگونه می‌تواند پاک زندگی کند؟ با اطاعت از احکام تو.
10‎بكل قلبي طلبتك. لا تضلني عن وصاياك‎.
10 از دل و جان طالب تو هستم، نگذار که از احکام تو روی گردان شوم.
11‎خبأت كلامك في قلبي لكيلا اخطئ اليك‎.
11 کلام تو را در دل نگاه می‌دارم تا مرتکب گناه نشوم.
12‎مبارك انت يا رب. علمني فرائضك‎.
12 خداوندا، تو متبارک هستی! احکام خود را به من بیاموز.
13‎بشفتيّ حسبت كل احكام فمك‎.
13 تمام دستوراتی را که به ما داده‌ای به دیگران بیان می‌کنم.
14‎بطريق شهاداتك فرحت كما على كل الغنى‎.
14 پیروی از احکام تو را بیشتر از کسب ثروت دوست می‌دارم.
15‎بوصاياك الهج والاحظ سبلك‎.
15 دربارهٔ احکام تو تفکّر می‌کنم و به تعالیم تو توجّه می‌نمایم.
16‎بفرائضك اتلذذ. لا انسى كلامك
16 از احکام تو لذّت می‌برم و دستورات تو را فراموش نخواهم كرد.
17ج ـ احسن الى عبدك فاحيا واحفظ امرك‎.
17 به این بنده‌ات احسان کن تا زنده بمانم و از کلام تو پیروی کنم.
18‎اكشف عن عينيّ فارى عجائب من شريعتك‎.
18 چشمانم را بازکن تا حقایق عالی احکام تو را ببینم.
19‎غريب انا في الارض. لا تخف عني وصاياك‎.
19 در این دنیا غریب هستم، پس احکامت را از من پنهان مکن.
20‎انسحقت نفسي شوقا الى احكامك في كل حين‎.
20 اشتیاق شدید برای دانستن احکام تو، پیوسته قلبم را به تپش در می‌آورد.
21‎انتهرت المتكبرين الملاعين الضالين عن وصاياك‎.
21 تو افراد متکبّر ملعون را که از احکام تو اطاعت نمی‌کنند، مجازات می‌نمایی.
22‎دحرج عني العار والاهانة لاني حفظت شهاداتك‎.
22 چون من پیرو تعالیم تو هستم، مگذار که آنها مرا تحقیر و توهین کنند.
23‎جلس ايضا رؤساء تقاولوا عليّ. اما عبدك فيناجي بفرائضك‎.
23 هرچند حاکمان علیه من توطئه می‌کنند، من دربارهٔ تعالیم تو تفکّر می‌کنم.
24‎ايضا شهاداتك هي لذّتي اهل مشورتي
24 دستورات تو مایهٔ شادی من است، زیرا آنها راهنمای من می‌باشند.
25د ـ لصقت بالتراب نفسي فاحيني حسب كلمتك‎.
25 جان من به خاک چسبیده است، برحسب کلام خود مرا زنده بساز.
26‎قد صرّحت بطرقي فاستجبت لي. علمني فرائضك‎.
26 کارهایی را که در زندگی کرده بودم، برای تو بیان کردم و تو به من جواب دادی. اکنون احکام خود را به من بیاموز.
27‎طريق وصاياك فهمني فاناجي بعجائبك‎.
27 احکام خود را به من بفهمان و من دربارهٔ کارهای عالی تو تفکّر خواهم کرد.
28‎قطرت نفسي من الحزن. اقمني حسب كلامك‎.
28 از شدّت غم و اندوه جانم به لبم رسیده است، مطابق وعدهٔ خود مرا تقویت نما.
29‎طريق الكذب ابعد عني وبشريعتك ارحمني‎.
29 مرا از راه خطا باز‌دار و از روی رحمت خود احکامت را به من بیاموز.
30‎اخترت طريق الحق. جعلت احكامك قدامي‎.
30 من راه راست را انتخاب کرده‌ام و اوامر تو را پیش روی خود گذاشته‌ام.
31‎لصقت بشهاداتك. يا رب لا تخزني‎.
31 خداوندا، من از احکام تو پیروی کرده‌ام، مگذار که شرمنده گردم.
32‎في طريق وصاياك اجري لانك ترحب قلبي
32 چون تو به من فهم و دانش بیشتری عطا می‌کنی، من با کمال اشتیاق از احکام تو پیروی خواهم نمود.
33ه ـ علّمني يا رب طريق فرائضك فاحفظها الى النهاية‎.
33 خداوندا، راه انجام دستوراتت را به من بیاموز و من همیشه آنها را بجا خواهم آورد.
34‎فهمني فالاحظ شريعتك واحفظها بكل قلبي‎.
34 به من حکمت و دانش عطا كن تا احکام تو را از صمیم قلب بجا آورم.
35‎دربني في سبيل وصاياك لاني به سررت‎.
35 مرا به راه احکامت هدایت فرما زیرا از آنها لذّت می‌برم.
36‎أمل قلبي الى شهاداتك لا الى المكسب‎.
36 دلم را به اطاعت از اوامرت مایل گردان، نه به مال دنیا.
37‎حول عينيّ عن النظر الى الباطل. في طريقك احيني‎.
37 چشمانم را از دیدن چیزهای باطل بازدار و مرا به راه خود هدایت کن.
38‎أقم لعبدك قولك الذي لمتقيك‎.
38 مرا از وعده‌های خود مطمئن ساز، وعده‏هایی که به ترسندگان خود داده‌ای.
39‎أزل عاري الذي حذرت منه لان احكامك طيبة‎.
39 مرا از رسوایی كه از آن ترسانم برهان، زیرا داوری‌های تو نیكوست.
40‎هانذا قد اشتهيت وصاياك. بعدلك احيني
40 اشتیاق دارم که احکام تو را بجا آورم، ای خدای عادل، زندگی تازه‌ای به من عطا کن.
41و ـ لتأتني رحمتك يا رب خلاصك حسب قولك
41 خداوندا، مرا از محبّت پایدار خود برخوردار کن و مطابق وعدهٔ خود مرا نجات بده.
42فأجاوب معيّري كلمة. لاني اتكلت على كلامك‎.
42 آنگاه می‌توانم به کسانی‌که مرا سرزنش می‌کنند، جواب بدهم، زیرا به کلام تو توکّل نموده‌ام.
43‎ولا تنزع من فمي كلام الحق كل النزع لاني انتظرت احكامك‎.
43 من را کمک کن تا همیشه حقایق احکام تو را بیان کنم، چون امید من به داوری‌های توست.
44‎فاحفظ شريعتك دائما الى الدهر والابد‎.
44 من همیشه از شریعت تو اطاعت خواهم کرد. تا ابدالآباد
45‎واتمشى في رحب لاني طلبت وصاياك‎.
45 با آزادی کامل زندگی خواهم نمود، زیرا مطیع تعالیم تو هستم.
46‎واتكلم بشهاداتك قدام ملوك ولا اخزى
46 احکام تو را بدون خجالت برای پادشاهان بیان خواهم كرد.
47واتلذذ بوصاياك التي احببت‎.
47 از انجام احکام تو شادمانم، زیرا آنها را دوست می‌دارم.
48‎وارفع يديّ الى وصاياك التي وددت واناجي بفرائضك
48 اوامر تو را دوست دارم و به آنها احترام می‌گذارم.
49ز ـ اذكر لعبدك القول الذي جعلتني انتظره‎.
49 وعده‌هایی را که به این بنده‌ات داده‌ای به یاد آور، زیرا آنها به من امید داده‏اند.
50‎هذه هي تعزيتي في مذلتي. لان قولك احياني‎.
50 حتّی در هنگام سختی، آرامش داشتم، زیرا وعدهٔ تو به من زندگی می‌بخشد.
51‎المتكبرون استهزأوا بي الى الغاية. عن شريعتك لم امل‎.
51 مردمان متکبّر همیشه مرا مسخره می‌کنند، امّا من هرگز احکام تو را ترک نكرده‏ام.
52‎تذكرت احكامك منذ الدهر يا رب فتعزيت‎.
52 خداوندا، داوری‌های تو را از سالهای قدیم به یاد می‌آورم و آنها به من آرامش می‌بخشند.
53‎الحمية اخذتني بسبب الاشرار تاركي شريعتك‎.
53 وقتی می‌بینم که اشخاص شریر احکام تو را بجا نمی‌آورند، از خشم به جوش می‌آیم.
54‎ترنيمات صارت لي فرائضك في بيت غربتي‎.
54 هر کجا که زندگی کنم، برای احکام تو سرود خواهم ساخت.
55‎ذكرت في الليل اسمك يا رب وحفظت شريعتك‎.
55 خداوندا، شب هنگام تو را به یاد می‌آورم و دربارهٔ احکام تو تفکّر می‌کنم.
56‎هذا صار لي لاني حفظت وصاياك
56 من خوشی خود را در اطاعت اوامر تو یافته‌ام.
57ح ـ نصيبي الرب قلت لحفظ كلامك‎.
57 خداوندا، تو همه‌چیز من هستی، قول می‌دهم که شریعت تو را بجا آورم.
58‎ترضيت وجهك بكل قلبي. ارحمني حسب قولك‎.
58 از دل و جان خواستار رضای تو می‌باشم، مطابق وعدهٔ خود بر من رحم فرما.
59‎تفكرت في طرقي ورددت قدمي الى شهاداتك‎.
59 به رفتار خود توجّه کردم و قول می‌دهم که از تعالیم تو پیروی کنم.
60‎اسرعت ولم اتوان لحفظ وصاياك‎.
60 بی‌درنگ و با شتاب، از اوامر تو اطاعت می‌کنم.
61‎حبال الاشرار التفت عليّ. اما شريعتك فلم انسها‎.
61 شریران برای من دام گستردند، امّا من شریعت تو را فراموش نمی‌كنم.
62‎في منتصف الليل اقوم لاحمدك على احكام برك‎.
62 نیمهٔ شب بیدار می‌شوم، و تو را به‌خاطر داوری عادلانه‌ات ستایش می‌کنم.
63‎رفيق انا لكل الذين يتقونك ولحافظي وصاياك‎.
63 من دوست کسانی هستم که به تو احترام می‌گذارند و شریعت تو را بجا می‌آورند.
64‎رحمتك يا رب قد ملأت الارض. علّمني فرائضك
64 خداوندا، جهان از محبّت پایدار تو پُر است، احکام خود را به من بیاموز.
65ط ـ خيرا صنعت مع عبدك يا رب حسب كلامك‎.
65 خداوندا، مطابق وعده‌ات به بندهٔ خود احسان نمودی.
66‎ذوقا صالحا ومعرفة علمني لاني بوصاياك آمنت‎.
66 به من حکمت و دانش بیاموز، زیرا به اوامر تو اعتماد دارم.
67‎قبل ان أذلل انا ضللت. اما الآن فحفظت قولك‎.
67 پیش از آن که مرا تنبیه نمایی، من گمراه بودم، امّا اینک مطیع کلام تو هستم.
68‎صالح انت ومحسن علمني فرائضك‎.
68 تو چقدر خوب و مهربان هستی، اوامر خود را به من بیاموز.
69‎المتكبرون قد لفقوا عليّ كذبا. اما انا فبكل قلبي احفظ وصاياك.
69 مردم متکبّر دربارهٔ من دروغ گفتند، امّا من با تمام دل اوامر تو را اطاعت می‌کنم.
70سمن مثل الشحم قلبهم. اما انا فبشريعتك اتلذذ‎.
70 اینها اشخاص بی‌شعور و تن‌پرور می‌باشند، ولی شریعت تو به من لذّت می‌بخشند.
71‎خير لي اني تذللت لكي اتعلم فرائضك‎.
71 تنبیه من به نفع من بود، زیرا سبب شد که اوامر تو را یاد بگیرم.
72‎شريعة فمك خير لي من الوف ذهب وفضة
72 شریعت تو برای من بیشتر از هزاران سکّهٔ طلا و نقره ارزش دارد.
73ي ـ يداك صنعتاني وانشأتاني. فهمني فاتعلّم وصاياك‎.
73 تو مرا ساخته و آفریده‌ای، پس به من دانش عطا فرما تا شریعت تو را بفهمم.
74‎متقوك يرونني فيفرحون لاني انتظرت كلامك‎.
74 آنانی‌ که از تو می‌ترسند، از دیدن من خوشحال می‌شوند، چون من هم به وعدهٔ تو امیدوارم.
75‎قد علمت يا رب ان احكامك عدل وبالحق اذللتني‎.
75 خداوندا، می‌دانم که قضاوت تو عادلانه است و مرا نیز از روی انصاف تنبیه نمودی.
76‎فلتصر رحمتك لتعزيتي حسب قولك لعبدك‎.
76 اکنون مطابق وعده‌ات، بندهٔ خود را از محبّت پایدارت آرامی ببخش.
77‎لتأتني مراحمك فاحيا لان شريعتك هي لذّتي‎.
77 مرا از رحمت خود برخوردار کن تا زنده بمانم، زیرا شریعت تو مایهٔ شادمانی من است.
78‎ليخز المتكبرون لانهم زورا افتروا عليّ. اما انا فاناجي بوصاياك‎.
78 اشخاص متکبّر که با دروغهای خود مرا متّهم ساختند، خجل و شرمنده شوند، امّا من همیشه به تعالیم و اوامر تو تفكّر خواهم نمود.
79‎ليرجع اليّ متقوك وعارفو شهاداتك‎.
79 آنهایی که از تو می‌ترسند پیش من بیایند، آنان كه اوامر تو را می‌دانند.
80‎ليكن قلبي كاملا في فرائضك لكيلا اخزى
80 مرا یاری كن تا با دلی پاک احکام تو را بجا آورم و شرمنده و سرافکنده نشوم.
81ك ـ تاقت نفسي الى خلاصك. كلامك انتظرت‎.
81 خداوندا، از انتظار اینکه مرا نجات بدهی، خسته شده‌ام، امید من به وعده‌های تو می‌باشد.
82‎كلّت عيناي من النظر الى قولك فاقول متى تعزيني‎.
82 چشمانم در انتظار وعده‌های تو تار گشته‌اند و می‌پرسم: «چه وقت مرا کمک خواهی کرد؟»
83‎لاني قد صرت كزق في الدخان. اما فرائضك فلم انسها‎.
83 هرچند مانند مشک شرابِ پوسیده، بی‌فایده شده‌ام، امّا اوامر تو را فراموش نکرده‌ام.
84‎كم هي ايام عبدك. متى تجري حكما على مضطهديّ‎.
84 تا کی باید صبر کنم؟ چه وقت آنانی را که مرا عذاب می‌دهند، مجازات خواهی کرد؟
85‎المتكبرون قد كروا لي حفائر. ذلك ليس حسب شريعتك‎.
85 متکبّران و آنانی که با کلام تو مخالفند، برای من چاه کنده‌اند.
86‎كل وصاياك امانة. زورا يضطهدونني. أعنّي‎.
86 تمام اوامر تو قابل اعتماد هستند، مرا کمک کن زیرا متکبّران بی‌جهت مرا آزار می‌دهند.
87‎لولا قليل لافنوني من الارض. اما انا فلم اترك وصاياك‎.
87 گرچه نزدیک بود به زندگی من خاتمه بدهند، امّا من از اوامر تو سرپیچی نکردم.
88‎حسب رحمتك احيني فاحفظ شهادات فمك
88 به‌خاطر محبّت پایدارت بر من رحمت فرما تا شریعت تو را بجا آورم.
89ل ـ الى الابد يا رب كلمتك مثبتة في السموات‎.
89 خداوندا، کلام تو تا ابد باقی است؛ آن کلام در آسمانها پایدار است.
90‎الى دور فدور امانتك. اسست الارض فثبتت‎.
90 وفاداری تو در تمام نسلها پایدار است، تو زمین را آفریده‌ای و استوار خواهد بود.
91‎على احكامك ثبتت اليوم لان الكل عبيدك‎.
91 تمام آفرینش به فرمان تو ایستاده است، زیرا همه در خدمت تو هستند.
92‎لو لم تكن شريعتك لذّتي لهلكت حينئذ في مذلتي‏‎.
92 اگر احکام تو مایهٔ شادی من نمی‌بود، تا به حال از پریشانی تلف شده بودم.
93‎الى الدهر لا انسى وصاياك لانك بها احييتني‎.
93 از تعالیم تو هرگز سرپیچی نمی‌نمایم، زیرا به‌خاطر آنهاست که تو مرا زنده نگاه داشته‌ای.
94‎لك انا فخلّصني لاني طلبت وصاياك‎.
94 من از آن تو هستم، مرا نجات بده، زیرا کوشش کرده‌ام تا اوامر تو را بجا آورم.
95‎اياي انتظر الاشرار ليهلكوني. بشهاداتك افطن‎.
95 شریران قصد دارند مرا از بین ببرند، امّا من بر شریعت تو تفکّر خواهم نمود.
96‎لكل كمال رأيت حدا. اما وصيتك فواسعة جدا
96 هر چیز پایانی دارد، امّا کلام تو بی‌انتهاست.
97م ـ كم احببت شريعتك. اليوم كله هي لهجي‎.
97 شریعت تو را چقدر دوست می‌‌دارم، تمام روز به آن فکر می‌کنم.
98‎وصيتك جعلتني احكم من اعدائي لانها الى الدهر هي لي‎.
98 احکام تو مرا از دشمنانم حکیمتر می‌سازد، زیرا که همیشه درنظر من هستند.
99‎اكثر من كل معلّميّ تعقلت لان شهاداتك هي لهجي‎.
99 از معلّمین خود داناتر شده‌ام، زیرا همیشه به تعالیم تو فکر می‌کنم.
100‎اكثر من الشيوخ فطنت لاني حفظت وصاياك‎.
100 از افراد پیر و سالخورده داناتر هستم، زیرا مطیع دستورات تو هستم.
101‎من كل طريق شر منعت رجلي لكي احفظ كلامك‎.
101 پای خود را از راه بد باز داشته‌ام، تا احکام تو را اطاعت کنم.
102‎عن احكامك لم امل لانك انت علّمتني‎.
102 از اوامر تو سرپیچی نمی‌کنم، چون تو آنها را به من آموخته‌ای.
103‎ما احلى قولك لحنكي احلى من العسل لفمي‎.
103 کلام تو به دهان من چقدر شیرین است، حتّی از عسل نیز شیرینتر است.
104‎من وصاياك اتفطن. لذلك ابغضت كل طريق كذب
104 شریعت تو به من حکمت می‌آموزد، بنابراین از هر راه بد نفرت دارم.
105ن ـ سراج لرجلي كلامك ونور لسبيلي‎.
105 کلام تو برای پاهای من چراغ، و برای راههای من نور است.
106‎حلفت فأبره ان احفظ احكام برك‎.
106 قسم خورده بودم و به آن وفادار هستم که از اوامر عادلانهٔ تو پیروی کنم.
107‎تذللت الى الغاية. يا رب احيني حسب كلامك‎.
107 خداوندا، سخت پریشانم، مطابق وعده‌ات مرا زنده بساز.
108‎ارتض بمندوبات فمي يا رب واحكامك علمني‎.
108 خداوندا، شکرگزاری مرا قبول فرما و احکام و اوامر خود را به من بیاموز.
109‎نفسي دائما في كفي. اما شريعتك فلم انسها‎.
109 جان من همیشه در خطر است، امّا شریعت تو را فراموش نكرده‏ام.
110‎الاشرار وضعوا لي فخا. اما وصاياك فلم اضل عنها‎.
110 شریران برای من دام گسترده‌اند، امّا من از فرمان تو سرپیچی نمی‌کنم.
111‎ورثت شهاداتك الى الدهر لانها هي بهجة قلبي‎.
111 احکام تو برای من گنجی بی‌پایان است، زیرا آنها شادی دل من هستند.
112‎عطفت قلبي لاصنع فرائضك الى الدهر الى النهاية
112 تصمیم گرفته‌ام تا روزی که زنده‌ام از شریعت تو اطاعت نمایم.
113س ـ المتقلبين ابغضت وشريعتك احببت‎.
113 از اشخاص دو رو بیزارم، امّا شریعت تو را دوست دارم.
114‎ستري ومجني انت. كلامك انتظرت‎.
114 تو پناهگاه و پشتیبان من هستی، به وعده‌های تو امیدوارم.
115‎انصرفوا عني ايها الاشرار فاحفظ وصايا الهي‎.
115 ای بدکاران از من دور شوید، تا من اوامر خدای خود را بجا آورم.
116‎اعضدني حسب قولك فاحيا ولا تخزني من رجائي‎.
116 خداوندا، مطابق وعده‌ات به من قوّت عطا کن تا زنده بمانم و نگذار كه امیدم به ناامیدی تبدیل شود.
117‎اسندني فاخلص واراعي فرائضك دائما‎.
117 مرا محافظت کن تا در امنیّت باشم و اوامر تو را بجا آورم.
118‎احتقرت كل الضالين عن فرائضك لان مكرهم باطل‎.
118 کسانی که اوامر تو را اطاعت نمی‌کنند، از حضور خود می‌رانی و نقشه‌هایشان را باطل می‌سازی.
119‎كزغل عزلت كل اشرار الارض. لذلك احببت شهاداتك‎.
119 همهٔ مردم شریر را مانند تفاله دور می‌ریزی، بنابراین من تعالیم تو را دوست دارم.
120‎قد اقشعر لحمي من رعبك ومن احكامك جزعت
120 از ترس تو به خود می‌لرزم و از داوری‌هایت وحشت می‌کنم.
121ع ـ اجريت حكما وعدلا. لا تسلمني الى ظالميّ‎.
121 کارهای من درست و پسندیده بوده‌اند، مرا به دست دشمنانم مسپار.
122‎كن ضامن عبدك للخير لكيلا يظلمني المستكبرون‎.
122 مرا مطمئن ساز که کمکم می‌کنی و نمی‌گذاری که اشخاص متکبّر بر من ظلم کنند.
123‎كلت عيناي اشتياقا الى خلاصك والى كلمة برك‎.
123 چشمانم در انتظار نجات تو تار گشته‌اند، برای نجاتی كه وعده داده‏ای.
124‎اصنع مع عبدك حسب رحمتك وفرائضك علمني‎.
124 مطابق محبّت پایدار خود با من رفتار نما و اوامر خود را به من بیاموز.
125‎عبدك انا. فهمني فاعرف شهاداتك‎.
125 من بندهٔ تو هستم، مرا دانایی عطا فرما تا تعالیم تو را بفهمم.
126‎انه وقت عمل للرب. قد نقضوا شريعتك‎.
126 زمان آن رسیده است که خداوند اقدام نماید، زیرا مردم شریعت او را اطاعت نمی‌کنند.
127‎لاجل ذلك احببت وصاياك اكثر من الذهب والابريز‎.
127 من اوامر تو را از طلای ناب بیشتر دوست دارم.
128‎لاجل ذلك حسبت كل وصاياك في كل شيء مستقيمة. كل طريق كذب ابغضت
128 تمام کارهای خود را مطابق احکام تو انجام خواهم داد و از هر راه نادرست نفرت دارم.
129ف ـ عجيبة هي شهاداتك لذلك حفظتها نفسي‎.
129 تعالیم تو بسیار عالی است، از دل و جان آنها را انجام خواهم داد.
130‎فتح كلامك ينير يعقل الجهال‎.
130 درک تعالیم تو ذهن آدمی را روشن می‌کند و ساده دلان را حکیم می‌گرداند.
131‎فغرت فمي ولهثت لاني الى وصاياك اشتقت‎.
131 با اشتیاق برای فرامین تو لَه‌لَه می‌زنم.
132‎التفت اليّ وارحمني كحق محبي اسمك‎.
132 همان‌طور که بر دوستدارانت رحمت داری، بر من نیز رحمت فرما.
133‎ثبت خطواتي في كلمتك ولا يتسلط عليّ اثم‎.
133 مطابق کلامت مرا از لغزش محافظت فرما تا مغلوب بدی و شرارت نشوم.
134‎افدني من ظلم الانسان فاحفظ وصاياك‎.
134 مرا از شر کسانی‌که در پی آزار من هستند، نجات ده تا از احکام تو پیروی کنم.
135‎اضئ بوجهك على عبدك وعلمني فرائضك‎.
135 با نور حضور خود مرا برکت بده و شریعت خود را به من بیاموز.
136‎جداول مياه جرت من عيني لانهم لم يحفظوا شريعتك
136 سیل اشک از چشمانم جاری است، زیرا مردم از شریعت تو پیروی نمی‌کنند.
137ص ـ بار انت يا رب واحكامك مستقيمة‎.
137 خداوندا، تو عادل هستی و از روی عدل و انصاف داوری می‌کنی.
138‎عدلا امرت بشهاداتك وحقا الى الغاية‎.
138 قوانین تو، همه از روی عدل و انصاف است.
139‎اهلكتني غيرتي لان اعدائي نسوا كلامك‎.
139 آتش خشم، سراسر وجودم را می‌سوزاند، زیرا دشمنان من به احکام تو اعتنا نمی‌کنند.
140‎كلمتك ممحصة جدا وعبدك احبها‎.
140 وعده‏های تو به درستی آزموده شده‌اند و من آنها را دوست دارم.
141‎صغير انا وحقير. اما وصاياك فلم انسها‎.
141 من بنده‏ای ناچیز و نالایق هستم، امّا از انجام احکام تو سرپیچی نمی‌کنم.
142‎عدلك عدل الى الدهر وشريعتك حق‎.
142 عدالت تو ابدی و شریعت تو درست است.
143‎ضيق وشدة اصاباني اما وصاياك فهي لذّاتي‎.
143 سختی و مشکلات مرا فراگرفته است، امّا احکام تو موجب شادی من است.
144‎عادلة شهاداتك الى الدهر فهمني فاحيا
144 تعالیم تو همیشه عادلانه است، مرا در درک آنها یاری فرما تا زنده بمانم.
145ق ـ صرخت من كل قلبي. استجب لي يا رب. فرائضك احفظ‎.
145 خداوندا، از صمیم دل به درگاه تو التماس می‌کنم، دعایم را مستجاب فرما تا اوامر تو را بجا آورم.
146‎دعوتك. خلّصني فاحفظ شهاداتك‎.
146 نزد تو دعا می‌کنم، مرا نجات بده و من شریعت تو را بجا خواهم آورد.
147‎تقدمت في الصبح وصرخت. كلامك انتظرت‎.
147 سحرگاهان به پیشگاه تو دعا می‌کنم و از تو کمک می‌‌‌‌خواهم و امید من به وعدهٔ تو می‌باشد.
148‎تقدمت عيناي الهزع لكي الهج باقوالك‎.
148 شب تا سحر بیدار می‌مانم و به تعالیم تو فکر می‌کنم.
149‎صوتي استمع حسب رحمتك. يا رب حسب احكامك احيني‎.
149 خداوندا، به‌خاطر محبّت پایدارت دعایم را بشنو، بر من رحمت فرما و مرا از مرگ نجات بده.
150‎اقترب التابعون الرذيلة. عن شريعتك بعدوا‎.
150 مردم بدخواه برای حمله به من نزدیک می‌شوند. آنها کسانی هستند که از شریعت تو پیروی نمی‌کنند.
151‎قريب انت يا رب وكل وصاياك حق‎.
151 امّا تو ای خداوند، با من هستی و احکام تو همیشه درست است.
152‎منذ زمان عرفت من شهاداتك انك الى الدهر اسستها
152 از قدیم، تعالیم تو را آموختم و دانستم که همهٔ آنها ابدی هستند.
153ر ـ انظر الى ذلي وانقذني لاني لم انسى شريعتك‎.
153 درد و رنج مرا ببین و رهایی‌ام بده، زیرا از شریعت تو سرپیچی نکرده‌ام.
154‎احسن دعواي وفكني. حسب كلمتك احيني‎.
154 از حق من دفاع کن و آزادم نما و مطابق وعده‌ای که داده‌ای، نجاتم بده.
155‎الخلاص بعيد عن الاشرار لانهم لم يلتمسوا فرائضك‎.
155 مردم شریر نجات نخواهند یافت، زیرا از شریعت تو اطاعت نمی‌کنند.
156‎كثيرة هي مراحمك يا رب. حسب احكامك احيني‎.
156 خداوندا، رحمت تو عظیم است، مطابق عدالت خود مرا رهایی‌ بده.
157‎كثيرون مضطهديّ ومضايقيّ. اما شهاداتك فلم امل عنها‎.
157 من دشمنان و بدخواهان زیادی دارم، امّا از انجام شریعت تو غفلت نمی‌ورزم.
158‎رأيت الغادرين ومقت لانهم لم يحفظوا كلمتك‎.
158 وقتی به شریران نگاه می‌کنم از آنها نفرت می‌کنم، زیرا احکام تو را بجا نمی‌آورند.
159‎انظر اني احببت وصاياك. يا رب حسب رحمتك احيني‎.
159 خداوندا، ببین که به تعالیم تو چقدر علاقه دارم، محبّت پایدار تو تغییر ناپذیر است، پس زندگی مرا حفظ فرما.
160‎راس كلامك حق والى الدهر كل احكام عدلك
160 تمام احکام تو حق و عدالت تو ابدی است.
161ش ـ رؤساء اضطهدوني بلا سبب. ومن كلامك جزع قلبي‎.
161 حکمرانان بدون علّت مرا اذیّت می‌کنند، امّا ترس کلام تو در دل من است.
162‎ابتهج انا بكلامك كمن وجد غنيمة وافرة‎.
162 مانند کسی‌که گنج بزرگی را یافته باشد، از وعده‏های تو شادمانم.
163‎ابغضت الكذب وكرهته. اما شريعتك فاحببتها‎.
163 از دروغ و ریا متنفّرم، ولی شریعت تو را دوست دارم.
164‎سبع مرات في النهار سبحتك على احكام عدلك‎.
164 به‌خاطر داوری‏های عادلانه‌ات هر روز هفت مرتبه تو را ستایش می‌کنم.
165‎سلامة جزيلة لمحبي شريعتك وليس لهم معثرة‎.
165 کسانی‌که شریعت تو را دوست می‌دارند، از امنیّت کامل برخوردارند و هیچ چیزی نمی‌تواند آنها را گمراه سازد.
166‎رجوت خلاصك يا رب ووصاياك عملت‎.
166 خداوندا، امید من به این است که تو مرا نجات دهی، من احکام تو را اطاعت می‌کنم.
167‎حفظت نفسي شهاداتك واحبها جدا‎.
167 از صمیم قلب تعالیم تو را بجا می‌آورم و آنها را دوست می‌دارم.
168‎حفظت وصاياك وشهاداتك لان كل طرقي امامك
168 احکام و دستورات تو را اطاعت می‌کنم زیرا تو از هر کار من آگاه هستی.
169ت ـ ليبلغ صراخي اليك يا رب. حسب كلامك فهمني‎.
169 خداوندا، ناله و زاری مرا بشنو و مطابق وعده‌ات به من فهم و دانش عطا فرما.
170‎لتدخل طلبتي الى حضرتك . ككلمتك نجني‎.
170 دعای من به پیشگاه تو برسد و مرا طبق وعده‌ات رهایی بده.
171‎تنبع شفتاي تسبيحا اذا علمتني فرائضك‎.
171 پیوسته تو را ستایش می‌کنم، زیرا شریعت خود را به من می‌آموزی.
172‎يغني لساني باقوالك لان كل وصاياك عدل‎.
172 دربارهٔ شریعت تو سرود می‌خوانم، زیرا تمام اوامر تو عادلانه است.
173‎لتكن يدك لمعونتي لانني اخترت وصاياك‎.
173 برای کمک من آماده باش، زیرا که پیرو اوامر تو هستم.
174‎اشتقت الى خلاصك يا رب وشريعتك هي لذّتي‎.
174 در آرزوی نجات از جانب تو می‌باشم و از شریعت تو لذّت می‌برم.
175‎لتحي نفسي وتسبحك واحكامك لتعنّي‎.
175 به من طول عمر عطا فرما تا تو را ستایش کنم و تعالیم تو مرا یاری دهند. مانند گوسفند گمشده‌ای سرگردان شده‌ام، بیا و بنده‌ات را دریاب، زیرا شریعت تو را فراموش نکرده‌ام.
176‎ضللت كشاة ضالة. اطلب عبدك لاني لم انس وصاياك
176 مانند گوسفند گمشده‌ای سرگردان شده‌ام، بیا و بنده‌ات را دریاب، زیرا شریعت تو را فراموش نکرده‌ام.