1لامام المغنين. لبني قورح. قصيدة. اللهم بآذاننا قد سمعنا. آباؤنا اخبرونا بعمل عملته في ايامهم في ايام القدم.
1
خدایا، ما به گوشهای خود شنیدهایم
و اجداد ما برای ما تعریف کردهاند
که تو در زمان آنها و در دوران گذشته
چه کارهای شگفتی انجام دادهای.
2انت بيدك استأصلت الامم وغرستهم. حطمت شعوبا ومددتهم.
2
تو با دست خود اقوام دیگر را از این سرزمین بیرون کردی
و قوم خود را در سرزمین خودشان ساکن گرداندی.
تو آنها را مجازات کردی،
و قوم خود را توفیق بخشیدی.
3لانه ليس بسيفهم امتلكوا الارض ولا ذراعهم خلصتهم لكن يمينك وذراعك ونور وجهك لانك رضيت عنهم
3
قوم تو این سرزمین را با شمشیر خود تسخیر نکردند،
و به قدرت بازوی خویش پیروز نگردیدند،
بلکه با قدرت و توانایی تو
و با اطمینان به حضور تو
که نشانهٔ رضایت تو از آنان بود پیروز گشتند.
4انت هو ملكي يا الله. فأمر بخلاص يعقوب.
4
تو پادشاه و خدای من هستی،
به قوم خود پیروزی عطا فرما.
5بك ننطح مضايقينا. باسمك ندوس القائمين علينا.
5
با کمک تو دشمنان را شکست میدهیم
و با نام تو بدخواهان خود را پایمال میکنیم.
6لاني على قوسي لا اتكل وسيفي لا يخلصني.
6
نه تیر و کمان خود توکّل خواهم کرد
و نه به شمشیر خود که مرا نجات دهد؛
7لانك انت خلصتنا من مضايقينا واخزيت مبغضينا.
7
بلکه تو ما را از دست دشمنانمان رهایی بخشیدی
و بدخواهان ما را شکست دادی.
8بالله نفتخر اليوم كله واسمك نحمد الى الدهر. سلاه
8
ما همیشه به نام خدای خود افتخار خواهیم كرد
و پیوسته سپاسگزار تو خواهیم بود.
9لكنك قد رفضتنا واخجلتنا ولا تخرج مع جنودنا.
9
امّا اکنون ما را ترک کردهای و رسوا ساختهای،
لشکریان ما را کمک نمیکنی.
10ترجعنا الى الوراء عن العدو ومبغضونا نهبوا لانفسهم.
10
ما را در مقابل دشمن متواری ساختهای
و آنها دارایی ما را غارت کردهاند.
11جعلتنا كالضأن اكلا. ذريتنا بين الامم.
11
ما را مانند گوسفندان به کشتارگاه فرستادی؛
و در بین اقوام جهان پراکنده ساختی.
12بعت شعبك بغير مال وما ربحت بثمنهم.
12
قوم خود را ارزان فروختی،
آنها برای تو ارزشی نداشتند.
13تجعلنا عارا عند جيراننا. هزأة وسخرة للذين حولنا.
13
نزد همسایگان، ما را خوار و حقیر ساختی.
آنها به ما توهین میکنند و به ما میخندند.
14تجعلنا مثلا بين الشعوب. لانغاض الراس بين الامم.
14
ما را در میان ملّتهای دیگر انگشتنما ساختهای،
و ما وسیلهٔ خندهٔ آنان گشتهایم.
15اليوم كله خجلي امامي وخزي وجهي قد غطاني
15
پیوسته بهخاطر اهانت دشمنان
و نفرت بدخواهان خوار و شرمندهام.
16من صوت المعيّر والشاتم. من وجه عدو ومنتقم
16
همهٔ اینها بر ما واقع شد،
امّا ما تو را فراموش نکردیم
و پیمانی را که با ما بستهای نشکستیم.
17هذا كله جاء علينا وما نسيناك ولا خنّا في عهدك.
17
از تو دلسرد نشدیم
و از راه تو منحرف نگشتیم.
18لم يرتد قلبنا الى وراء ولا مالت خطواتنا عن طريقك
18
امّا تو ما را در بین حیوانات وحشی بدون کمک رها کردی؛
و ما را در تاریکی کامل ترک نمودی.
19حتى سحقتنا في مكان التنانين وغطيتنا بظل الموت.
19
اگر ما نام تو را فراموش میکردیم،
یا دست کمک به سوی خدایان غیر دراز میکردیم،
20ان نسينا اسم الهنا او بسطنا ايدينا الى اله غريب
20
البتّه تو میدانستی،
زیرا از اسرار دل مردم آگاهی.
21أفلا يفحص الله عن هذا لانه هو يعرف خفيّات القلب.
21
ما بهخاطر نام تو همیشه با مرگ روبهرو هستیم
و ما را مانند گوسفندانی که در انتظار کشته شدن باشند، به حساب میآورند.
22لاننا من اجلك نمات اليوم كله. قد حسبنا مثل غنم للذبح
22
ای خداوند، بیدار شو! چرا خوابیدهای؟
برخیز و ما را برای همیشه ترک مکن.
23استيقظ. لماذا تتغافى يا رب. انتبه. لا ترفض الى الابد.
23
چرا خود را از ما پنهان میکنی؟
مصیبت و رنجهای ما را از یاد مبر.
24لماذا تحجب وجهك وتنسى مذلتنا وضيقنا.
24
دیگر به خاک افتاده، شکست خوردهایم.
برخیز و به کمک ما بیا!
بهخاطر محبّت پایدار خود ما را نجات بده.
25لان انفسنا منحنية الى التراب. لصقت في الارض بطوننا.
25
برخیز و به کمک ما بیا!
بهخاطر محبّت پایدار خود ما را نجات بده.
26قم عونا لنا وافدنا من اجل رحمتك