1لامام المغنين على السوسن. لبني قورح. قصيدة. ترنيمة محبة. فاض قلبي بكلام صالح. متكلم انا بانشائي للملك. لساني قلم كاتب ماهر
1
با کلمات زیبایی که از فکرم تراوش میکنند،
میخواهم مانند نویسندهای با استعداد،
شعر دلنوازی در وصف پادشاه بسرایم.
2انت ابرع جمالا من بني البشر. انسكبت النعمة على شفتيك لذلك باركك الله الى الابد.
2
تو زیباتر از همهٔ انسانهایی،
فیض از لبان تو جاری است،
خدا برای همیشه تو را مبارک ساخته است.
3تقلد سيفك على فخذك ايها الجبار جلالك وبهاءك.
3
ای پادشاه مقتدر، شمشیر خود را به کمر ببند،
تو پُر جلال و با شکوهی،
4وبجلالك اقتحم. اركب. من اجل الحق والدعة والبر فتريك يمينك مخاوف.
4
برای دفاع از حقیقت و راستی
با شکوه بر مَرکب خود سوار شو،
دست توانای تو، تو را پیروز میگرداند.
5نبلك المسنونة في قلب اعداء الملك. شعوب تحتك يسقطون
5
تیرهای تو به قلب دشمنانت خواهد نشست،
ملّتها به پای تو خواهند افتاد.
6كرسيك يا الله الى دهر الدهور. قضيب استقامة قضيب ملكك.
6
سلطنتی را که خدا به تو بخشیده است،
تا به ابد پایدار خواهد بود.
تو با عدالت بر ملّت خود حکومت میکنی.
7احببت البر وابغضت الاثم من اجل ذلك مسحك الله الهك بدهن الابتهاج اكثر من رفقائك.
7
راستی را دوست میداری
و از شرارت متنفری.
بنابراین خدای تو، تو را برگزیده،
بیش از هرکس دیگر تو را شادمان ساخته است.
8كل ثيابك مرّ وعود وسليخة. من قصور العاج سرّتك الاوتار.
8
لباسهای تو همه آمیخته با عطر است، عطر مُر، عود و دارچین،
در کاخ عاج، نوای شیرین موسیقی تو را شادمان میسازد.
9بنات ملوك بين حظياتك. جعلت الملكة عن يمينك بذهب اوفير
9
دختران پادشاهان، ندیمههای دربار تو هستند،
ملکه، مُزیّن به طلای خالص
در سمت راست تخت تو ایستاده است.
10اسمعي يا بنت وانظري واميلي اذنك وانسي شعبك وبيت ابيك
10
ای دختر، پند مرا بشنو و به آن توجّه کن.
مردم و خانهٔ پدری خود را فراموش کن.
11فيشتهي الملك حسنك لانه هو سيدك فاسجدي له.
11
پادشاه شیفتهٔ زیبایی جمال توست.
او سَروَر توست، او را تعظیم نما.
12وبنت صور اغنى الشعوب تترضى وجهك بهدية
12
مردم صُور برای تو هدیه میآورند،
و ثروتمندان طالب رضامندی میباشند.
13كلها مجد ابنة الملك في خدرها. منسوجة بذهب ملابسها.
13
عروس پادشاه را بنگرید،
او در حجلهٔ خود، در لباس قلّابدوزی چه زیباست!
14بملابس مطرّزة تحضر الى الملك. في اثرها عذارى صاحباتها. مقدمات اليك
14
او را با لباس رنگانگش به حضور پادشاه میبرند،
و ندیمههایش در عقب او هستند،
و آنها نیز همچنین به حضور پادشاه حاضر میشوند.
15يحضرن بفرح وابتهاج. يدخلنّ الى قصر الملك.
15
آنان با سرور و شادمانی
به کاخ پادشاه وارد میشوند.
16عوض عن آبائك يكون بنوك تقيمهم رؤساء في كل الارض.
16
ای پادشاه، تو پسران بسیار خواهی داشت،
آنان نیز مانند اجداد تو بر تخت پادشاهی خواهند نشست،
و تو آنان را به حکمرانی سراسر جهان خواهی گماشت.
سرود من، آوازهٔ تو را همیشه پایدار خواهد ساخت،
و تمام مردم پیوسته تو را ستایش خواهند نمود.
17اذكر اسمك في كل دور فدور. من اجل ذلك تحمدك الشعوب الى الدهر والابد
17
سرود من، آوازهٔ تو را همیشه پایدار خواهد ساخت،
و تمام مردم پیوسته تو را ستایش خواهند نمود.