1وای بر شما که در سهیون و کوه سامره در رفاه و آسودگی زندگی می کنید و به این می بالید که رهبر و پیشوای قوم بزرگی هستید و مردم برای کمک پیش شما می آیند.
1
وای بر شما که در صهیون زندگی راحتی دارید و در سامره در امنیّت زندگی میکنید و به این میبالید که رهبر قوم بزرگی هستید و مردم برای کمک نزد شما میآیند.
2به شهر کلنه بروید، از شهر بزرگ حمات دیدن کنید و از آنجا به شهر جَت، در سرزمین فلسطینی ها بروید و ببینید که آیا آن ها بهتر از ممالک شما هستند و یا ساحۀ سرزمین شان بزرگتر از سرزمین های شماست؟
2
به شهر کلنه بروید، از شهر بزرگ حمات دیدن کنید و وضع شهر جت را در سرزمین فلسطین بررسی نمایید و ببینید، آیا آنها از پادشاهی یهودا و اسرائیل بهتر هستند و یا سرزمینشان بزرگتر از کشور شماست؟
3شما فکر روز مصیبتی را که بر سر شما می آید از خود دور می کنید، اما با کردار زشت تان آن روز بد را به خود نزدیکتر می سازید.
3
شما فکر روز مصیبتی را که بر سر شما میآید از خود دور میکنید، امّا با کردار زشتتان آن روز بد را به خود نزدیکتر میسازید.
4وای بر شما که بر تختهای عاج دراز می کشید، در بسترهای نرم می خوابید و بهترین گوشت بره و لذیذترین گوشت گوسالۀ گله را می خورید.
4
وای بر شما که بر تختهای عاج دراز میکشید، در بسترهای نرم میخوابید و بهترین گوشت برّه و لذیذترین گوشت گوسالهٔ گلّه را میخورید.
5با نوای چنگ آواز می خوانید و مانند داود آلات موسیقی را برای خود اختراع می کنید.
5
شما دوست دارید با نواختن چنگ همچون داوود سرود بسرایید.
6جامهای شراب را سر می کشید و با بهترین عطرها خود را خوشبو می سازید، ولی بخاطر مصیبت قوم اسرائیل غمگین نمی شوید.
6
جامهای شراب را سر میکشید و با بهترین عطرها خود را خوشبو میسازید، ولی بهخاطر مصیبت قوم اسرائیل غمگین نمیشوید.
7بنابران، شما پیشتر از دیگران به اسارت می روید و روزهای عیش و خوشگذرانی شما به پایان می رسند.
7
بنابراین شما زودتر از دیگران به اسارت میروید و روزهای عیش و خوشگذرانی شما به پایان میرسد.
8خداوند، خدای قادر متعال به ذات خود قسم خورده است و می فرماید: «من از غرور قوم اسرائیل بیزار هستم و از قصرهای باشکوهِ آن ها نفرت دارم. پس من پایتخت آن را با همه چیزی که در آن است به دشمنان تسلیم می کنم.»
8
خداوند، خدای متعال به ذات خود قسم خورده است و میفرماید: «من از غرور قوم اسرائیل بیزار هستم و از قصرهای با شکوه آنها نفرت دارم. پس من پایتخت آن را با همهچیزهایی که در آن است، به دشمنان تسلیم میکنم.»
9اگر ده نفر در یک خانه باقی مانده باشند، آن ها هم کشته می شوند.
9
اگر ده نفر در یک خانه باقی مانده باشند، آنها هم کشته خواهند شد.
10وقتی خویشاوند شخص مُرده برای دفن جنازۀ او بیاید، از آن کسی که هنوز زنده است می پرسد: «آیا کس دیگری باقی مانده است؟» او جواب می دهد: «نی.» آن خویشاوند می گوید: «خاموش باش و نام خداوند را بر زبان نیاور!»
10
وقتی خویشاوند شخص مُرده برای دفن جنازهٔ او بیاید، از آن کسیکه هنوز زنده است میپرسد: «آیا کس دیگری باقیمانده است؟»
او جواب میدهد: «نه.»
آن خویشاوند میگوید: «خاموش باش و نام خداوند را بر زبان نیاور!»
11زیرا اینک خداوند امر می فرماید، خانه های بزرگ و کوچک با خاک یکسان می شوند.
11
وقتی خداوند امر فرماید، خانههای بزرگ و کوچک با خاک یکسان میشوند.
12آیا اسپها بر صخره ها می دوند؟ آیا گاوها بحر را قلبه می کنند؟ اما شما عدالت را به کام مردم مانند زهر تلخ ساخته و حق را به باطل تبدیل کرده اید.
12
آیا اسبها بر صخرهها میدوند، یا گاو دریا را شخم میزند؟ امّا شما عدالت را به کام مردم مانند زهر تلخ ساخته و حق را به باطل تبدیل کردهاید.
13شما به اینکه شهر لودیبار را تسخیر کرده اید افتخار می کنید و می گوئید: «ما قدرت آن را داریم که شهر کارنائیم را فتح کنیم.»اما خداوند، خدای قادر مطلق می فرماید: «ای قوم اسرائیل، من سپاه دشمن را می فرستم تا کشور شما را تصرف کنند و مردم شما را از سرحد حمات تا جویبار عربه بتنگ بیاورند.»
13
شما افتخار میکنید که شهر لودیبار را تسخیر کردهاید و میگویید: «ما قدرت آن را داریم که کارنائیم را هم تسخیر کنیم.»
امّا خداوند، خدای متعال میفرماید: «ای قوم اسرائیل، من سپاه دشمن را میفرستم تا کشور شما را تصرّف کند و مردم شما را از گذرگاه حمات تا وادی عربه به تنگ آوردند.»
14اما خداوند، خدای قادر مطلق می فرماید: «ای قوم اسرائیل، من سپاه دشمن را می فرستم تا کشور شما را تصرف کنند و مردم شما را از سرحد حمات تا جویبار عربه بتنگ بیاورند.»
14
امّا خداوند، خدای متعال میفرماید: «ای قوم اسرائیل، من سپاه دشمن را میفرستم تا کشور شما را تصرّف کند و مردم شما را از گذرگاه حمات تا وادی عربه به تنگ آوردند.»