الكتاب المقدس (Van Dyke)

Dari

Psalms

119

1ا ـ طوبى للكاملين طريقا السالكين في شريعة الرب‎.
1خوشا به حال کاملان طریق که پیرو شریعت خداوند هستند.
2‎طوبى لحافظي شهاداته. من كل قلوبهم يطلبونه‎.
2خوشا به حال آنانی که شهادات او را حفظ می کنند و با تمامی دل او را می طلبند.
3‎ايضا لا يرتكبون اثما. في طرقه يسلكون‎.
3کج روی نیز نمی کنند، بلکه در راههای خداوند قدم بر می دارند.
4‎انت اوصيت بوصاياك ان تحفظ تماما
4تو به ما وصایای خود را امر فرموده ای تا آن ها را تماماً نگاه داریم.
5ليت طرقي تثبت في حفظ فرائضك‎.
5کاش که راههای من مستحکم شود تا فرایض تو را بجا آورم.
6‎حينئذ لا اخزى اذا نظرت الى كل وصاياك‎.
6آنگاه خجل نخواهم شد چون تمام اوامر تو را در مد نظر خود دارم.
7‎احمدك باستقامة قلب عند تعلمي احكام عدلك‎.
7تو را به راستی دل سپاس خواهم گفت، وقتی داوری های عادلانۀ تو را بیاموزم.
8‎وصاياك احفظ. لا تتركني الى الغاية
8فرایض تو را بجا می آورم، پس هیچگاهی مرا ترک مکن.
9ب ـ بم يزكي الشاب طريقه. بحفظه اياه حسب كلامك‎.
9به چه چیز می تواند مرد جوان راه خود را پاک نگاه دارد؟ با محافظت آن موافق کلام تو.
10‎بكل قلبي طلبتك. لا تضلني عن وصاياك‎.
10از دل و جان در طلب تو هستم، پس نگذار که از اوامر تو سرکشی کنم.
11‎خبأت كلامك في قلبي لكيلا اخطئ اليك‎.
11کلام تو را در دل نگاه می دارم که مبادا به تو گناه ورزم.
12‎مبارك انت يا رب. علمني فرائضك‎.
12ای خداوند تو متبارک هستی! فرایض خود را به من بیاموز.
13‎بشفتيّ حسبت كل احكام فمك‎.
13تمامی داوری های دهان تو را به لب های خود بیان می کنم.
14‎بطريق شهاداتك فرحت كما على كل الغنى‎.
14در طریق شهادات تو، بیشتر از کسب ثروت شادمانم.
15‎بوصاياك الهج والاحظ سبلك‎.
15در وصایای تو تفکر می کنم و به طریق های تو توجه می نمایم.
16‎بفرائضك اتلذذ. لا انسى كلامك
16از فرامین تو لذت می برم، پس کلام تو را فراموش نمی کنم.
17ج ـ احسن الى عبدك فاحيا واحفظ امرك‎.
17به بندۀ خود احسان کن تا زنده بمانم و کلام تو را حفظ نمایم.
18‎اكشف عن عينيّ فارى عجائب من شريعتك‎.
18چشمانم را باز کن تا حقایق شگفت انگیز احکام تو را ببینم.
19‎غريب انا في الارض. لا تخف عني وصاياك‎.
19من در این دنیا بیگانه هستم، پس اوامر خود را از من مخفی مدار.
20‎انسحقت نفسي شوقا الى احكامك في كل حين‎.
20همه وقت جان من از اشتیاق به داوری های تو بی تاب می شود.
21‎انتهرت المتكبرين الملاعين الضالين عن وصاياك‎.
21مردمان متکبر و ملعون را که از اوامر تو گمراه می شوند، سرزنش می کنی.
22‎دحرج عني العار والاهانة لاني حفظت شهاداتك‎.
22ننگ و رسوایی را از من بگردان، زیرا که شهادات تو را حفظ کرده ام.
23‎جلس ايضا رؤساء تقاولوا عليّ. اما عبدك فيناجي بفرائضك‎.
23حاکمان نیز نشسته و بر ضد من سخن می گویند، لیکن بندۀ تو در فرایض تو تفکر خواهد کرد.
24‎ايضا شهاداتك هي لذّتي اهل مشورتي
24شهادات تو مایۀ خوشی من، و همیشه راهنمای من بوده اند.
25د ـ لصقت بالتراب نفسي فاحيني حسب كلمتك‎.
25جان من به خاک نزدیک شده است؛ مرا موافق کلام خود زنده ساز.
26‎قد صرّحت بطرقي فاستجبت لي. علمني فرائضك‎.
26راههای زندگی خود را به حضور تو بیان کردم و تو مرا اجابت نمودی، پس احکام خود را به من بیاموز.
27‎طريق وصاياك فهمني فاناجي بعجائبك‎.
27طریق وصایای خود را به من بفهمان، تا در کارهای شگفت انگیز تفکر نمایم.
28‎قطرت نفسي من الحزن. اقمني حسب كلامك‎.
28دل من از غم و اندوه آب شده است، مرا موافق کلام خود استوار گردان.
29‎طريق الكذب ابعد عني وبشريعتك ارحمني‎.
29راه دروغ را از من دور کن و احکام خود را به من لطف فرما.
30‎اخترت طريق الحق. جعلت احكامك قدامي‎.
30راه راستی را اختیار کرده و داوری های تو را پیش خود می گذارم.
31‎لصقت بشهاداتك. يا رب لا تخزني‎.
31شهادات تو در دلم جا دارد، پس ای خداوند مرا شرمنده نساز.
32‎في طريق وصاياك اجري لانك ترحب قلبي
32در طریق اوامر تو می دوم با اشتیاق پیش می روم، زیرا که دل مرا از بند رها ساختی.
33ه ـ علّمني يا رب طريق فرائضك فاحفظها الى النهاية‎.
33ای خداوند طریق احکام خود را به من بیاموز و من آن ها را تا به آخر نگاه می دارم.
34‎فهمني فالاحظ شريعتك واحفظها بكل قلبي‎.
34مرا فهم بده و من از شریعت تو اطاعت کرده و با تمام دل آنرا بجا می آورم.
35‎دربني في سبيل وصاياك لاني به سررت‎.
35مرا در طریق اوامر خود رهنمود گردان، زیرا که راه تو برایم دلپذیر است.
36‎أمل قلبي الى شهاداتك لا الى المكسب‎.
36دل مرا به شهادات خود مایل گردان، نه به سوی طمع.
37‎حول عينيّ عن النظر الى الباطل. في طريقك احيني‎.
37چشمانم را از دیدن چیزهای باطل برگردان و در طریق خود مرا احیاء کن.
38‎أقم لعبدك قولك الذي لمتقيك‎.
38طبق وعده ای که به بندۀ خویش داده ای، عمل کن. همان وعده ای که به ترسندگان خود داده ای.
39‎أزل عاري الذي حذرت منه لان احكامك طيبة‎.
39رسوایی را که از آن می ترسم از من دور کن زیرا داوری های تو نیکوست.
40‎هانذا قد اشتهيت وصاياك. بعدلك احيني
40چقدر زیاد مشتاق وصایای تو هستم! بر حسب عدالت خود مرا احیاء کن.
41و ـ لتأتني رحمتك يا رب خلاصك حسب قولك
41ای خداوند، رحمت تو به من برسد و نجات تو بر حسب کلام تو.
42فأجاوب معيّري كلمة. لاني اتكلت على كلامك‎.
42تا بتوانم ملامت کنندۀ خود را جواب دهم، زیرا به کلام تو توکل دارم.
43‎ولا تنزع من فمي كلام الحق كل النزع لاني انتظرت احكامك‎.
43کلام راستی را هیچگاه از دهانم مگیر، زیرا که به داوری های تو امیدوارم
44‎فاحفظ شريعتك دائما الى الدهر والابد‎.
44و احکام تو را پیوسته نگاه می دارم تا ابدالآباد.
45‎واتمشى في رحب لاني طلبت وصاياك‎.
45در آزادی راه می روم زیرا که وصایای ترا طلبیده ام.
46‎واتكلم بشهاداتك قدام ملوك ولا اخزى
46از شهادات تو نزد پادشاهان سخن می گویم و خجل نخواهم شد،
47واتلذذ بوصاياك التي احببت‎.
47زیرا احکام تو را دوست دارم و اطاعت از آن ها برایم لذت بخش است.
48‎وارفع يديّ الى وصاياك التي وددت واناجي بفرائضك
48دستهای خود را به سوی اوامر تو بلند می کنم، زیرا که آن ها را دوست می دارم و در فرایض تو تفکر می کنم.
49ز ـ اذكر لعبدك القول الذي جعلتني انتظره‎.
49کلام خود را با بندۀ خویش بیاد آور، زیرا مرا بوسیلۀ آن امید داده ای.
50‎هذه هي تعزيتي في مذلتي. لان قولك احياني‎.
50این در وقت سختی و مصیبت تسلی من است، زیرا کلام تو مرا زنده نگاه می دارد.
51‎المتكبرون استهزأوا بي الى الغاية. عن شريعتك لم امل‎.
51متکبران مرا بسیار مسخره می کنند، لیکن من از احکام تو رو بر نمی گردانم.
52‎تذكرت احكامك منذ الدهر يا رب فتعزيت‎.
52ای خداوند، داوری های تو را از قدیم بیاد می آورم و خویشتن را تسلی می دهم.
53‎الحمية اخذتني بسبب الاشرار تاركي شريعتك‎.
53وقتی می بینم که اشخاص شریر احکام تو را بجا نمی آورند، از خشم به جوش می آیم.
54‎ترنيمات صارت لي فرائضك في بيت غربتي‎.
54فرایض تو، در دوران غربت من در این دنیا، سرود من هستند.
55‎ذكرت في الليل اسمك يا رب وحفظت شريعتك‎.
55ای خداوند، نام تو را در شب بیاد می آورم و احکام تو را نگاه می دارم.
56‎هذا صار لي لاني حفظت وصاياك
56این است آنچه برایم تعیین شده است، زیرا که وصایای تو را نگاه می دارم.
57ح ـ نصيبي الرب قلت لحفظ كلامك‎.
57خداوند بهرۀ من است، پس می گویم که کلام تو را نگاه می دارم.
58‎ترضيت وجهك بكل قلبي. ارحمني حسب قولك‎.
58از صمیم قلب خواستار رضای تو می باشم. بر حسب کلام خود بر من رحم فرما.
59‎تفكرت في طرقي ورددت قدمي الى شهاداتك‎.
59در راههای خود تفکر می کنم و پاهای خود را به شهادات تو مایل می سازم.
60‎اسرعت ولم اتوان لحفظ وصاياك‎.
60می شتابم تا بدون تأخیر اوامرت را بجا آورم.
61‎حبال الاشرار التفت عليّ. اما شريعتك فلم انسها‎.
61اگر ریسمانهای شریران هم مرا احاطه کنند، احکام تو را فراموش نخواهم کرد.
62‎في منتصف الليل اقوم لاحمدك على احكام برك‎.
62در نصف شب بیدار می شوم و تو را به خاطر داوری های عادلانۀ تو ستایش می کنم.
63‎رفيق انا لكل الذين يتقونك ولحافظي وصاياك‎.
63من دوست همۀ ترسندگان تو هستم که وصایای تو را نگاه می دارند.
64‎رحمتك يا رب قد ملأت الارض. علّمني فرائضك
64ای خداوند، زمین از رحمت تو پُر است؛ احکام خود را به من بیاموز!
65ط ـ خيرا صنعت مع عبدك يا رب حسب كلامك‎.
65با بندۀ خود احسان نمودی، ای خداوند موافق کلام خویش.
66‎ذوقا صالحا ومعرفة علمني لاني بوصاياك آمنت‎.
66فهم و معرفت را به من بیاموز، زیرا که به اوامر تو اعتماد دارم.
67‎قبل ان أذلل انا ضللت. اما الآن فحفظت قولك‎.
67قبل از اینکه مصیبت را ببینم، گمراه شده بودم، لیکن حالا کلام تو را بجا می آورم.
68‎صالح انت ومحسن علمني فرائضك‎.
68تو نیکو هستی و نیکویی می کنی. فرایض خود را به من بیاموز.
69‎المتكبرون قد لفقوا عليّ كذبا. اما انا فبكل قلبي احفظ وصاياك.
69متکبران دربارۀ من دروغ گفتند، اما من به تمامی دل وصایای تو را نگاه می دارم.
70سمن مثل الشحم قلبهم. اما انا فبشريعتك اتلذذ‎.
70دل ایشان از شدت چربی سخت شده است، ولی من از احکام تو لذت می برم.
71‎خير لي اني تذللت لكي اتعلم فرائضك‎.
71مرا نیکوست که مصیبت را دیدم، تا فرایض تو را بیاموزم.
72‎شريعة فمك خير لي من الوف ذهب وفضة
72احکام دهان تو برای من بهتر است از هزاران طلا و نقره.
73ي ـ يداك صنعتاني وانشأتاني. فهمني فاتعلّم وصاياك‎.
73دستهای تو مرا ساخته و آفریده است. مرا فهیم گردان تا اوامر تو را بیاموزم.
74‎متقوك يرونني فيفرحون لاني انتظرت كلامك‎.
74ترسندگان تو از دیدن من خوشحال می شوند، زیرا به کلام تو امیدوار هستم.
75‎قد علمت يا رب ان احكامك عدل وبالحق اذللتني‎.
75ای خداوند، می دانم که داوری های تو عادلانه است و در وفاداری خود مرا تنبیه نموده ای.
76‎فلتصر رحمتك لتعزيتي حسب قولك لعبدك‎.
76پس رحمت تو برای من تسلی شود، موافق کلام تو با بندۀ خویش.
77‎لتأتني مراحمك فاحيا لان شريعتك هي لذّتي‎.
77مرا از رحمت های خود برخوردار کن تا زنده بمانم و از احکام تو لذت ببرم.
78‎ليخز المتكبرون لانهم زورا افتروا عليّ. اما انا فاناجي بوصاياك‎.
78متکبران خجل شوند، زیرا که با دروغهای خود مرا اذیت کردند و اما من در وصایای تو تفکر می کنم.
79‎ليرجع اليّ متقوك وعارفو شهاداتك‎.
79ترسندگان تو پیش من برگردند و آنانی که شهادات تو را می دانند.
80‎ليكن قلبي كاملا في فرائضك لكيلا اخزى
80دل من در فرایض تو کامل شود، تا شرمنده نشوم.
81ك ـ تاقت نفسي الى خلاصك. كلامك انتظرت‎.
81جان من در انتظار اینکه مرا نجات دهی از حال رفته است، لیکن به کلام تو امیدوار هستم.
82‎كلّت عيناي من النظر الى قولك فاقول متى تعزيني‎.
82چشمانم برای کلام تو تار گردیده است و می پرسم که چه وقت مرا تسلی خواهی داد.
83‎لاني قد صرت كزق في الدخان. اما فرائضك فلم انسها‎.
83مانند مَشکِ دود زده خشک شده ام، اما احکام تو را فراموش نکرده ام.
84‎كم هي ايام عبدك. متى تجري حكما على مضطهديّ‎.
84تا به کی بنده ات صبر کند؟ چه وقت جفاکنندگانم را داوری خواهی نمود؟
85‎المتكبرون قد كروا لي حفائر. ذلك ليس حسب شريعتك‎.
85متکبران برای من چاهها کندند، زیرا که از شریعت تو نافرمانی می کنند.
86‎كل وصاياك امانة. زورا يضطهدونني. أعنّي‎.
86همۀ اوامر تو راست است. بر من ناحق جفا کردند، پس مرا امداد فرما.
87‎لولا قليل لافنوني من الارض. اما انا فلم اترك وصاياك‎.
87نزدیک بود مرا از روی زمین نابود کنند، اما من وصایای تو را ترک نکردم.
88‎حسب رحمتك احيني فاحفظ شهادات فمك
88بر حسب رحمت خود مرا زنده ساز تا شهادات دهان تو را نگاه دارم.
89ل ـ الى الابد يا رب كلمتك مثبتة في السموات‎.
89ای خداوند کلام تو تا ابدالآباد در آسمان ها پایدار است.
90‎الى دور فدور امانتك. اسست الارض فثبتت‎.
90وفاداری تو نسل اندر نسل است، زمین را که آفریده ای پابرجا می ماند.
91‎على احكامك ثبتت اليوم لان الكل عبيدك‎.
91برای داوری های تو تا امروز ایستاده اند زیرا که همه در خدمت تو هستند.
92‎لو لم تكن شريعتك لذّتي لهلكت حينئذ في مذلتي‏‎.
92اگر لذت و خوشی من در احکام تو نمی بود، به یقین که در خواری و ذلت خویش نابود می شدم.
93‎الى الدهر لا انسى وصاياك لانك بها احييتني‎.
93وصایای تو را تا ابد فراموش نمی کنم زیرا به آن ها مرا زنده ساخته ای.
94‎لك انا فخلّصني لاني طلبت وصاياك‎.
94من از آن تو هستم؛ مرا نجات ده، زیرا که وصایای تو را می طلبم.
95‎اياي انتظر الاشرار ليهلكوني. بشهاداتك افطن‎.
95شریران برای من انتظار کشیدند تا مرا نابود کنند، ولی من به شهادات تو تفکر می کنم.
96‎لكل كمال رأيت حدا. اما وصيتك فواسعة جدا
96برای هر کمالی انتهایی دیدم، لیکن حکم تو بی نهایت وسیع است.
97م ـ كم احببت شريعتك. اليوم كله هي لهجي‎.
97احکام تو را چقدر دوست می دارم؛ تمامی روز تفکر من است.
98‎وصيتك جعلتني احكم من اعدائي لانها الى الدهر هي لي‎.
98اوامر تو مرا حکیمتر از دشمنانم می سازد، زیرا که همیشه نزد من می باشد.
99‎اكثر من كل معلّميّ تعقلت لان شهاداتك هي لهجي‎.
99فهیم تر از همۀ معلمانم شدم، زیرا که شهادات تو تفکر من است.
100‎اكثر من الشيوخ فطنت لاني حفظت وصاياك‎.
100عاقلتر از بزرگان قوم شدم، زیرا که وصایای تو را نگاه می دارم.
101‎من كل طريق شر منعت رجلي لكي احفظ كلامك‎.
101پاهای خود را از هر راه بد دور نگاه میدارم، تا اینکه کلام تو را بجا آورم.
102‎عن احكامك لم امل لانك انت علّمتني‎.
102از داوری های تو رو بر نمی گردانم، چونکه تو آن ها را به من آموختی.
103‎ما احلى قولك لحنكي احلى من العسل لفمي‎.
103کلام تو برای من گوارا و شیرینتر از عسل است.
104‎من وصاياك اتفطن. لذلك ابغضت كل طريق كذب
104وصایای تو به من دانایی می آموزد. بنابراین از هر راه دروغ نفرت دارم.
105ن ـ سراج لرجلي كلامك ونور لسبيلي‎.
105کلام تو برای پاهای من چراغ و برای راههای من نور است.
106‎حلفت فأبره ان احفظ احكام برك‎.
106قول داده ام و به آن وفا می کنم که از اوامر تو پیروی نموده و داوری های عدالت تو را نگاه دارم.
107‎تذللت الى الغاية. يا رب احيني حسب كلامك‎.
107بسیار رنج دیده ام. ای خداوند، موافق کلام خود مرا زنده ساز!
108‎ارتض بمندوبات فمي يا رب واحكامك علمني‎.
108ای خداوند، عرض شکران و دعای مرا بپذیر و داوری های خود را به من بیاموز.
109‎نفسي دائما في كفي. اما شريعتك فلم انسها‎.
109جان من همیشه در خطر است، اما احکام تو را از یاد نمی برم.
110‎الاشرار وضعوا لي فخا. اما وصاياك فلم اضل عنها‎.
110شریران برای من دام گسترده اند، اما از وصایای تو گمراه نمی شوم.
111‎ورثت شهاداتك الى الدهر لانها هي بهجة قلبي‎.
111شهادات تو برای من میراث ابدی و مایۀ خوشی دل من است.
112‎عطفت قلبي لاصنع فرائضك الى الدهر الى النهاية
112دل خود را برای بجا آوردن فرایض تو مایل ساختم، تا به ابد و تا آخر.
113س ـ المتقلبين ابغضت وشريعتك احببت‎.
113از مردمان دو رو بیزارم، لیکن احکام تو را دوست دارم.
114‎ستري ومجني انت. كلامك انتظرت‎.
114تو پناهگاه و سپر من هستی و به کلام تو امیدوار هستم.
115‎انصرفوا عني ايها الاشرار فاحفظ وصايا الهي‎.
115ای بدکاران از من دور شوید! من اوامر خدای خویش را نگاه می دارم.
116‎اعضدني حسب قولك فاحيا ولا تخزني من رجائي‎.
116مرا بر حسب کلام خود تأیید کن تا زنده شوم و از امید خود خجل نگردم.
117‎اسندني فاخلص واراعي فرائضك دائما‎.
117مرا تقویت کن تا رستگار گردم و بر فرایض تو دایماً نظر نمایم.
118‎احتقرت كل الضالين عن فرائضك لان مكرهم باطل‎.
118همۀ کسانی را که از فرایض تو دور شده اند، از حضور خود می رانی و فریب آن ها را باطل می گردانی.
119‎كزغل عزلت كل اشرار الارض. لذلك احببت شهاداتك‎.
119جمیع شریران را مثل تفاله دور می ریزی، بنابراین شهادات تو را دوست می دارم.
120‎قد اقشعر لحمي من رعبك ومن احكامك جزعت
120از ترس تو به خود می لرزم و از داوری هایت وحشت می کنم.
121ع ـ اجريت حكما وعدلا. لا تسلمني الى ظالميّ‎.
121راستی و عدالت را بجا آوردم. مرا به دست ظالمان مسپار.
122‎كن ضامن عبدك للخير لكيلا يظلمني المستكبرون‎.
122برای سعادت بندۀ خود ضامن شو تا متکبران بر من ظلم نکنند.
123‎كلت عيناي اشتياقا الى خلاصك والى كلمة برك‎.
123چشمانم برای نجات تو تار شده است و برای کلام عدالت تو.
124‎اصنع مع عبدك حسب رحمتك وفرائضك علمني‎.
124با بندۀ خویش موافق رحمت خود رفتار کن و احکام خود را به من بیاموز.
125‎عبدك انا. فهمني فاعرف شهاداتك‎.
125من بندۀ تو هستم، مرا فهیم گردان تا شهادات تو را بدانم.
126‎انه وقت عمل للرب. قد نقضوا شريعتك‎.
126وقت آن است که خداوند عمل کند زیرا که احکام تو را باطل نموده اند.
127‎لاجل ذلك احببت وصاياك اكثر من الذهب والابريز‎.
127اوامر تو را بیشتر از طلا دوست می دارم، زیادتر از زر خالص.
128‎لاجل ذلك حسبت كل وصاياك في كل شيء مستقيمة. كل طريق كذب ابغضت
128همۀ وصایای تو را در هر مورد راست می دانم، و از همه راههای دروغ نفرت دارم.
129ف ـ عجيبة هي شهاداتك لذلك حفظتها نفسي‎.
129شهادات تو شگفت انگیز است. بنابراین، من آن ها را نگاه می دارم.
130‎فتح كلامك ينير يعقل الجهال‎.
130کشف کلام تو نور می بخشد و ساده دلان را فهیم می گرداند.
131‎فغرت فمي ولهثت لاني الى وصاياك اشتقت‎.
131با اشتیاق زیاد و با هر نَفَس خود، خواهان وصایای تو هستم.
132‎التفت اليّ وارحمني كحق محبي اسمك‎.
132بر من نظر کن و کَرَم فرما، بر حسب عادت خویش به آنانی که نام تو را دوست می دارند.
133‎ثبت خطواتي في كلمتك ولا يتسلط عليّ اثم‎.
133قدم های مرا در کلام خود پایدار ساز، تا هیچ بدی بر من تسلط نیابد.
134‎افدني من ظلم الانسان فاحفظ وصاياك‎.
134مرا از ظلم انسان خلاصی ده، تا وصایای تو را نگاه دارم.
135‎اضئ بوجهك على عبدك وعلمني فرائضك‎.
135روی خود را بر بندۀ خود روشن ساز و احکام خود را به من بیاموز.
136‎جداول مياه جرت من عيني لانهم لم يحفظوا شريعتك
136سیل اشک از چشمانم جاری است، زیرا مردم از احکام تو پیروی نمی کنند.
137ص ـ بار انت يا رب واحكامك مستقيمة‎.
137ای خداوند، تو عادل هستی و داوری های تو راست است.
138‎عدلا امرت بشهاداتك وحقا الى الغاية‎.
138شهادات خود را در عدالت و امانت قرار داده ای.
139‎اهلكتني غيرتي لان اعدائي نسوا كلامك‎.
139غیرت من مرا از بین می برد، زیرا دشمنانم کلام تو را فراموش کرده اند.
140‎كلمتك ممحصة جدا وعبدك احبها‎.
140کلام تو بی نهایت مصفی است و بندۀ تو آنرا دوست دارد.
141‎صغير انا وحقير. اما وصاياك فلم انسها‎.
141من کوچک و حقیر هستم، اما وصایای تو را از یاد نمی برم.
142‎عدلك عدل الى الدهر وشريعتك حق‎.
142عدالت تو عدل است تا ابد و احکام تو راست است.
143‎ضيق وشدة اصاباني اما وصاياك فهي لذّاتي‎.
143تنگی و ضیقی مرا فرا گرفته است، اما اوامر تو برای من لذت بخش است.
144‎عادلة شهاداتك الى الدهر فهمني فاحيا
144شهادات تو عادل است تا ابد. مرا خردمند گردان تا زنده شوم.
145ق ـ صرخت من كل قلبي. استجب لي يا رب. فرائضك احفظ‎.
145به تمامیِ دل خوانده ام. ای خداوند مرا جواب ده تا احکام تو را نگاه دارم!
146‎دعوتك. خلّصني فاحفظ شهاداتك‎.
146تو را خوانده ام، پس مرا نجات ده و شهادات تو را نگاه می دارم.
147‎تقدمت في الصبح وصرخت. كلامك انتظرت‎.
147پیش از طلوع آفتاب عذر و زاری می کنم و به کلام تو امیدوار می باشم.
148‎تقدمت عيناي الهزع لكي الهج باقوالك‎.
148تمام شب چشمان خود را بیدار نگه داشتم، تا در کلام تو تفکر نمایم.
149‎صوتي استمع حسب رحمتك. يا رب حسب احكامك احيني‎.
149بر حسب رحمت خود آواز مرا بشنو. ای خداوند موافق داوری های خود مرا زنده ساز.
150‎اقترب التابعون الرذيلة. عن شريعتك بعدوا‎.
150آنانی که در پی شرارت می روند و دور از احکام تو هستند، به من نزدیک می شوند.
151‎قريب انت يا رب وكل وصاياك حق‎.
151اما تو ای خداوند نزدیک هستی و جمیع اوامر تو راست است.
152‎منذ زمان عرفت من شهاداتك انك الى الدهر اسستها
152مدتها پیش، از شهادات تو دانسته ام که آن ها را تا به ابد برقرار نموده ای.
153ر ـ انظر الى ذلي وانقذني لاني لم انسى شريعتك‎.
153بر ذلت و خواری من نظر کن و مرا خلاصی ده، زیرا احکام تو را فراموش نمی کنم.
154‎احسن دعواي وفكني. حسب كلمتك احيني‎.
154در دعوی من دادرسی فرما و مرا رهایی ده و بر حسب کلام خویش مرا زنده ساز.
155‎الخلاص بعيد عن الاشرار لانهم لم يلتمسوا فرائضك‎.
155نجات از شریران دور است، زیرا که فرایض تو را نمی طلبند.
156‎كثيرة هي مراحمك يا رب. حسب احكامك احيني‎.
156ای خداوند، رحمت های تو بسیار است. بر حسب داوری های خود مرا زنده ساز.
157‎كثيرون مضطهديّ ومضايقيّ. اما شهاداتك فلم امل عنها‎.
157جفاکنندگان و دشمنان من بسیار اند، اما از شهادات تو رو بر نمی گردانم.
158‎رأيت الغادرين ومقت لانهم لم يحفظوا كلمتك‎.
158خیانتکاران را دیدم و از آن ها متنفر شدم، زیرا کلام تو را نگاه نمی دارند.
159‎انظر اني احببت وصاياك. يا رب حسب رحمتك احيني‎.
159ببین که وصایای تو را دوست می دارم. ای خداوند، بر حسب رحمت خود مرا زنده ساز!
160‎راس كلامك حق والى الدهر كل احكام عدلك
160تمام کلام تو بر حق و همۀ داوری های تو عادلانه و تا به ابد است.
161ش ـ رؤساء اضطهدوني بلا سبب. ومن كلامك جزع قلبي‎.
161مردمان قدرتمند بی جهت بر من جفا کردند، اما دل من از کلام تو ترسان است.
162‎ابتهج انا بكلامك كمن وجد غنيمة وافرة‎.
162من در کلام تو شادمان هستم، مثل کسی که گنجی را یافته باشد.
163‎ابغضت الكذب وكرهته. اما شريعتك فاحببتها‎.
163دروغ را زشت دانسته و از آن متنفرم، ولی احکام تو را دوست می دارم.
164‎سبع مرات في النهار سبحتك على احكام عدلك‎.
164روزانه هفت بار تو را ستایش می کنم، برای داوری های عادلانۀ تو.
165‎سلامة جزيلة لمحبي شريعتك وليس لهم معثرة‎.
165کسانی که احکام تو را دوست دارند، سلامتی بزرگی دارند و هیچ چیز باعث لغزش ایشان نخواهد شد.
166‎رجوت خلاصك يا رب ووصاياك عملت‎.
166ای خداوند، منتظر نجات از جانب تو هستم و اوامر تو را بجا می آورم.
167‎حفظت نفسي شهاداتك واحبها جدا‎.
167جان من شهادات تو را نگاه داشته است و آن ها را بی نهایت دوست می دارم.
168‎حفظت وصاياك وشهاداتك لان كل طرقي امامك
168وصایا و شهادات تو را نگاه داشته ام، زیرا که تمام طریق های من در مد نظر تو است.
169ت ـ ليبلغ صراخي اليك يا رب. حسب كلامك فهمني‎.
169ای خداوند، فریاد من به حضور تو برسد. بر حسب کلام خود مرا فهیم گردان.
170‎لتدخل طلبتي الى حضرتك . ككلمتك نجني‎.
170مناجات من به حضور تو برسد. بر حسب کلام خود مرا خلاصی ده.
171‎تنبع شفتاي تسبيحا اذا علمتني فرائضك‎.
171لبهای من پیوسته تو را ستایش کند، زیرا فرایض خود را به من آموخته ای.
172‎يغني لساني باقوالك لان كل وصاياك عدل‎.
172زبان من کلام تو را بسراید زیرا که تمام اوامر تو عدل است.
173‎لتكن يدك لمعونتي لانني اخترت وصاياك‎.
173دست تو برای اعانت من برسد، زیرا که وصایای تو را برگزیده ام.
174‎اشتقت الى خلاصك يا رب وشريعتك هي لذّتي‎.
174ای خداوند برای نجات تو مشتاق بوده ام و شریعت تو مایۀ خوشی من است.
175‎لتحي نفسي وتسبحك واحكامك لتعنّي‎.
175جان من زنده شود تا تو را ستایش کنم و داوری های تو کمک کنندۀ من باشد.مثل گوسفندِ گمشده سرگردانم، بندۀ خود را دریاب، زیرا که اوامر تو را فراموش نمی کنم.
176‎ضللت كشاة ضالة. اطلب عبدك لاني لم انس وصاياك
176مثل گوسفندِ گمشده سرگردانم، بندۀ خود را دریاب، زیرا که اوامر تو را فراموش نمی کنم.